رشد پایدار تقاضای فولاد در هند که توسط توسعه زیرساختها و شهرنشینی هدایت میشود، این کشور را به یک کانون اصلی در بازار جهانی فولاد تبدیل کرده است.
آینده تقاضای فولاد در هند، رشدی قوی و پایدار را نشان میدهد که توسط فعالیتهای اقتصادی قوی، شهرنشینی، توسعه زیرساختها و طرحهای دولتی هدایت میشود.
بر اساس پیشبینیها، تقاضای فولاد در هند تا پایان سال ۲۰۲۵ به میزان ۸ تا ۹ درصد رشد خواهد کرد که بهطور قابلتوجهی از نرخ رشد سایر کشورهای بزرگ مصرفکننده فولاد پیشی میگیرد. این جهش عمدتاً ناشی از گذار به سمت ساختوسازهای فلزمحورتر در بخشهای مسکونی و زیربنایی است که در برنامههای بزرگ دولتی مانند «مسکن برای همه» و طرح جامع «گاتی شاکتی» (Gati Shakti Master Plan)برای توسعه زیرساختهااجرا میشود.
انتظار میرود تقاضای فولاد هند تا سال مالی ۲۰۳۳-۲۰۳۴ به ۲۲۱ تا ۲۷۵ میلیون تن برسد که نشاندهنده نرخ رشد متوسط سالانه ۵ تا ۷.۳ درصد است. این رشد عمدتاً توسط هزینههای دولت در پروژههای زیربنایی، از جمله توسعه کریدورهای صنعتی، تأمین میشود. ایالتهای کلیدی شامل گجرات (Gujarat)، کارناتاکا (Karnataka) و تامیل نادو (Tamil Nadu) حدود ۴۱ درصد از کل مصرف فولاد را در سال ۲۰۲۲-۲۰۲۳ به خود اختصاص دادهاند که نقش محوری آنها را در بازار نشان میدهد.
در سال مالی ۲۰۲۳-۲۰۲۴، مصرف فولاد نهایی هند به حدود ۱۳۸.۸۳ میلیون تن رسید که نسبت به ۱۲۳.۲ میلیون تن در سال مالی قبل، رشد سالانه بیش از ۱۳ درصدی را نشان میدهد. تولید فولاد خام در سال ۲۰۲۳ به ۱۴۰.۲ میلیون تن رسید و هند را به دومین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان تبدیل کرد. سرانه مصرف فولاد نیز در حال افزایش است و از ۵۹ کیلوگرم در سال ۲۰۱۳-۲۰۱۴ به ۱۱۹ کیلوگرم در سال ۲۰۲۲-۲۰۲۳ رسیده و تقریباً دو برابر شده است که بااینحال همچنان پایینتر از میانگین جهانی باقی مانده و فضای قابلتوجهی برای رشد بیشتر را نشان میدهد.
در کنار این رشد کمّی، روندهای پایداری نیز در حال شکل دادن به بازار فولاد هستند و پیشبینی میشود تقاضا برای فولاد سبز به شدت افزایش یابد. گزارشهای اخیر پیشبینی میکند که تقاضای فولاد سبز هند تا سال ۲۰۳۰ به ۴.۴۹ میلیون تن و تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۱۷۹ میلیون تن افزایش خواهد یافت.
بااینحال، این چشمانداز سبز با یک واقعیت چالشبرانگیز در سمت عرضه روبهرو است. همانطور که در شکل شماره ۱ نشان داده شده است، توسعه ظرفیت تولید فولاد در هند همچنان تحت سلطه فناوری مبتنی بر زغالسنگ (BF-BOF) است. دادهها نشان میدهد که بخش زیادی از ظرفیت جدید اعلام شده برای تولید فولاد در هند، به مسیر تولید پرکربن متکی است. این استراتژی «اول بساز، بعداً کربنزدایی کن» یک ریسک بزرگ یعنی «قفلشدگی کربنی»(Carbon Lock-in) ایجاد میکند؛ مفهومی که به وابستگی بلندمدت به زیرساختها و فناوریهای پرکربن اشاره دارد و تغییر مسیر به گزینههای کمکربن را در آینده دشوار و پرهزینه میسازد. این وضعیت میتواند تلاشهای بلندمدت برای دستیابی به صنعت فولاد پاک را با چالشهای جدی مواجه سازد.
در سمت عرضه سیاستهای دولتی همچنان از گسترش صنعت فولاد حمایت میکنند. طرحهایی مانند طرح تشویقی مرتبط با تولید (PLI) با هدف تقویت تولید فولادهای تخصصی با سرمایهگذاریهای قابلتوجه و گسترش ظرفیتها اجرا میشود. سیاست محصولات آهن و فولاد تولید داخل (DMI&SP) نیز استفاده از فولاد «ساخت هند» را برای تدارکات دولتی ترویج میکند.
بهطور خلاصه رشد تقاضا در این کشور دیگر یک پدیده چرخهای نیست، بلکه یک تحول ساختاری و بلندمدت است که توسط شهرنشینی، صنعتی شدن و اراده سیاسی برای ساخت زیرساختهای مدرن هدایت میشود. این واقعیت، هند را از یک بازار منطقهای به یک لنگر ثبات برای کل صنعت فولاد جهانی تبدیل میکند. بااینحال، چالش اصلی از حوزه تقاضا به سمت عرضه منتقل شده است. دهه آینده برای صنعت فولاد هند، یک رقابت استراتژیک برای غلبه بر تنگناهای تولید، مدیریت واردات و ساخت ظرفیتی است که بتواند این فرصت تاریخی را بهطور کامل به نفع خود مصادره کند. موفقیت در این عرصه، نهتنها سرنوشت صنعت فولاد هند، بلکه بخشی از توازن بازار جهانی را نیز تعیین خواهد کرد.
منبع: روابط عمومی شرکت فولاد مبارکه اصفهان