با توجه به اهمیت استراتژیک فلز آلومینیوم در صنایع مدرن و رشد تقاضای جهانی، چشمانداز این صنعت امیدوارکننده به نظر میرسد؛ اما در ایران، صنایع پاییندستی با چالشهای جدی نظیر افزایش قیمت شمش و مشکلات تامین مواد اولیه روبرو هستند که نیازمند توجه ویژه مسئولان برای بهرهبرداری از ظرفیتهای صادراتی و ارزآوری این بخش است.
با توجه به اهمیت آلومینیوم و رشد تقاضای این فلز صنعتی، چشمانداز آن مثبت و امیدوارکننده پیشبینی میشود. در واقع انتظار میرود که تقاضا برای این فلز پایه در صنایع مختلف بهویژه خودروسازی و هوافضا همچنان افزایش یابد و همین مساله اهمیت آن را برای کشور نشان میدهد.
این صنعت در ایران نیز به عنوان یکی از ۱۰ کشور معدنخیز دنیا جذاب بوده و البته پیشرفتهایی در زنجیره ارزش آن طی سالهای گذشته حاصل شده است. اما گفته میشود که بخش عمده توسعههای حاصل شده بیشتر متوجه فعالان بالادستی زنجیره و تولیدکنندگان بزرگ بوده و صنایع پاییندستی آلومینیومی باوجود ضرورت تولید و صادرات محصولات نهایی و نقشآفرینی آنها در رونق اقتصادی و ارزآوری، آن هم در شرایط حساس فعلی اقتصادی، نیازمند توجه بیشتر از سوی دولت و سازمانهای مربوطه هستند.
از طرف دیگر افزایش قیمت شمش آلومینیوم بهدلیل رشد قیمت جهانی آلومینیوم و افزایش چشمگیر نرخ ارز موجب شده که تامین ماده اولیه مورد نیاز صنایع پاییندستی آلومینیوم با چالش همراه شود؛ به نحوی که در حال حاضر میزان شمش تامین شده در اکثر واحدهای آلومینیومی فعال به حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و این امر منجر به کاهش تولید، افت سرمایه و نهایتاً زیاندهی آنها شده است.
ستون توسعه صنعتی
فلز آلومینیوم به دلیل برخورداری از ویژگیهای منحصربهفردی همچون سبکی، رسانایی و استحکام بالا، همچنین قابلیت بازیافت مناسب، طی سالیان اخیر در کانون توجه بسیاری از کشورهای توسعهیافته و صنعتی جهان قرار گرفته و زنجیره ارزش این فلز استراتژیک، مسیر رشد و توسعه را با سرعت قابلتوجهی طی کرده است.
آلومینیوم بهدلیل ویژگیهای خاص خود همچنان بهعنوان یکی از ستونهای اصلی توسعه صنعتی و اقتصادی جهان است؛ با افزایش تقاضا و سرمایهگذاری در فناوریهای نوآورانه، این فلز جایگاه مهمی در رشد اقتصاد جهانی خواهد داشت.
استفاده از آلومینیوم در صنایع مختلف همچون خودروسازی، ساختمانسازی، انرژی و… در حالی بیش از پیش افزایش یافته است که همزمان با تحولات جهانی و گذار از سوختهای فسیلی به سمت انرژیهای پاک و الکتریکیسازی، این امر نهتنها الگوهای تولید و مصرف حاملهای انرژی را در جوامع مختلف تحتتاثیر قرار داده بلکه به طور مستقیم بر بازار جهانی فلزات نیز اثرگذار بوده است.
چالشهای حیاتی
با نگاهی به شرایط فعلی بازار محصولات آلومینیومی درمییابیم که رشد قیمت آلومینیوم در بازارهای جهانی و به طور مشخص بورس فلزات لندن (LME) از یکسو و افزایش چشمگیر نرخ ارز از سوی دیگر منجر به افزایش قیمت شمش آلومینیوم طی ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ شده و همین مساله تامین مواد اولیه مورد نیاز صنایع پاییندستی آلومینیوم را با چالش همراه کرده است به نحوی که در حال حاضر میزان شمش تامین شده در اکثر واحدهای آلومینیومی فعال به حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و نیز منجر به کاهش تولید، افت سرمایه و نهایتاً زیاندهی آنها شده است.
به گفته فعالان این عرصه، از آنجایی که کارخانجات آلومینیومی عموماً محصولات خود را به صورت شرایطی و مدتدار (دو تا سهماهه) به فروش میرسانند، بنابراین هرگونه افزایش قیمت شمش آلومینیوم در طول این ایام به ضرر آنها تمام خواهد شد. برای مثال، قیمت شمش در مهرماه سال جاری حدود ۳۰۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم بود و قیمت آن در دیماه به حدود ۴۳۰ هزار تومان رسید. حال با فرض اینکه یک واحد آلومینیومی محصولات خود را در مهرماه و براساس شمش حدود ۳۰۰ هزار تومانی با موعد دو تا سه ماهه فروخته باشد، با توجه به افزایش قیمت حدود ۱۳۰ هزار تومانی شمش در دیماه نهتنها به سودآوری دست پیدا نخواهد کرد بلکه سرمایه آن نیز طی همین چندماه با افت محسوسی همراه خواهد شد. نکته قابل توجه دیگر اینکه صنایع پاییندستی آلومینیوم کشور همواره اهداف و برنامههای خود را بر تامین نیاز بازار داخلی متمرکز کردهاند و تمایل چندانی برای حضور و رقابت در بازارهای صادراتی ندارند چراکه با توجه به افزایش نرخ ارز و همچنین محدودیتهایی که در زمینه (LC) پیشروی تولیدکنندگان داخلی وجود دارد، برگشت پول حاصل از صادرات آنها به شدت دشوار شده و همین مساله منجر به کمرنگ شدن نقش صنایع پاییندستی آلومینیوم در حوزه صادرات و ارزآوری شده است. در چنین شرایطی به نظر میرسد اگر دولت و بانک مرکزی اقدامات لازم را انجام دهند و تدابیر لازم جهت بهبود روابط بانکی و مالی با سایر کشورهای منطقه و جهان را بیندیشند، شرایط جهت عرضه محصولات آلومینیومی در بازارهای صادراتی کمی مناسبتر خواهد شد. امید این است که روابط بانکی و مالی ایران با اقصینقاط جهان همگام با رایزنیهای سازنده سیاسی و اقتصادی توسط مسوولان ذیربط بهبود پیدا کند.
نقش آلومینیوم در صنایع مدرن
آلومینیوم یکی از فلزات مهم و پرکاربرد صنعتی، جایگاه ویژهای در توسعه اقتصادی و صنعتی جهان دارد؛ وزن سبک، مقاومت بالا در برابر خوردگی و قابلیت بازیافت کامل این فلز آن را به انتخابی ایدهآل برای کاربردهای متنوع در صنایع مختلف تبدیل کرده است.
چین همچنان بزرگترین تولیدکننده این فلز است و بیش از ۵۶ درصد از کل تولید جهانی را در اختیار دارد؛ این کشور با تکیه بر ظرفیتهای گسترده تولیدی خود، نقشی تعیینکننده در بازار جهانی ایفا میکند. پس از چین؛ روسیه، هند، کانادا و اماراتمتحده عربی در جایگاههای بعدی قرار دارند.
رشد تقاضا در سطح جهانی عمدتاً ناشی از توسعه صنایع خودروسازی، هوافضا، ساختوساز و بستهبندی است. بهویژه در صنعت خودروی الکتریکی، استفاده از آلومینیوم به دلیل ویژگیهای سبک و مقاوم آن افزایش یافته است. شرکتهای خودروسازی از آلومینیوم برای کاهش وزن خودروها و افزایش بازدهی انرژی استفاده میکنند که این امر باعث افزایش تقاضای این فلز در سالهای اخیر شده است. هرچند در دورهای به دلیل برخی از سیاستهای اقتصادی چین و کاهش میزان تقاضا و مصرف جهانی آلومینیوم، قیمت این فلز روند نزولی در پیش گرفت اما با این وجود پیشبینی میشود همزمان با افزایش میزان مصرف آلومینیوم در صنایع مختلف، قیمت این فلز استراتژیک در مسیر صعودی حرکت کرده و مجدداً به دوران قبل از افول قیمتها بازگردد. بیشک این موضوع بر فعالیت صنایع داخلی نیز تاثیرگذار خواهد بود زیرا در حال حاضر حدود ۸۰ درصد مواد اولیه مورد نیاز برای تولید آلومینیوم اولیه یعنی آلومینا از طریق واردات تامین میشود و گفته میشود که صنعت آلومینیوم کشور فقط در زمینه نیروی انسانی و انرژی دارای مزیت است.
آلومینیوم ثانویه در کانون راهبردهای صنعتی
بازار جهانی آلومینیوم بازیافتی در آستانه یک دوره رشد شتابان قرار گرفته است و پیشبینی میشود ارزش آن تا سال ۲۰۳۲ به حدود ۹۱ میلیارد دلار برسد. این روند صعودی، بازتابی از تغییرات ساختاری در زنجیره تامین فلزات است؛ جایی که صنایع بزرگ برای مقابله با هزینههای فزاینده انرژی و دستیابی به اهداف سختگیرانه کاهش انتشار کربن، به طور فزایندهای به مواد اولیه کمکربن و بازیافتی روی آوردهاند.
ارزش بازار جهانی آلومینیوم بازیافتی که در سال ۲۰۲۴ حدود ۲/۵۷ میلیارد دلار برآورد شده، طی سالهای آینده با نرخ رشد مرکب سالانه ۲/۶ درصد افزایش خواهد یافت.
مزیت راهبردی آلومینیوم ثانویه، نقش کلیدی در این چشمانداز ایفا میکند چراکه تولید آن در مقایسه با آلومینیوم اولیه به حدود ۹۵ درصد انرژی کمتر نیاز دارد. این تفاوت چشمگیر در شرایطی که قیمت آلومینیوم اولیه تحتتاثیر هزینههای بالای انرژی به سطوح بیسابقهای نزدیک شده، انگیزه اقتصادی بازیافت این فلز سبک را بهطور محسوسی تقویت کرده است.
افزایش مداوم قیمت برق و گاز طبیعی، بهویژه در قاره اروپا باعث کاهش نرخ بهرهبرداری از واحدهای ذوب اولیه انرژیبر شده و آلومینیوم بازیافتی را به یک گزینه راهبردی برای مدیریت هزینهها و حفظ رقابتپذیری در بازار تبدیل کرده است. در چنین فضایی، استفاده از فلزات ثانویه نهتنها یک انتخاب پایدار بلکه تصمیمی اقتصادی و صنعتی محسوب میشود.
در واکنش به این تحول ساختاری، تولیدکنندگان بزرگ جهانی برنامههای سرمایهگذاری گستردهای را برای افزایش ظرفیت بازیافت آلومینیوم در دستور کار قرار دادهاند.
در همین راستا، شرکت «Novelis» به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران این حوزه، سرمایهگذاری قابلتوجهی را برای توسعه تاسیسات بازیافت خود در بریتانیا آغاز کرده است؛ اقدامی که ظرفیت فرآوری قوطی آلومینیوم نوشیدنیهای مصرف شده را به طور چشمگیری افزایش خواهد داد و کاهش قابل ملاحظهای در انتشار دیاکسیدکربن فرآیند تولید این شرکت در اروپا به همراه خواهد داشت.
این پروژه بخشی از راهبرد کلان شرکت «Novelis» برای افزایش سهم مواد بازیافتی در تولید محصولات خود تا سال ۲۰۳۰ بهشمار میرود. همزمان توسعه ظرفیتهای بازیافت در آمریکایشمالی و آسیا نیز در دستور کار این شرکت قرار دارد.
مدیران این مجموعه تاکید دارند که تمرکز بر استفاده گسترده از آلومینیوم بازیافتی به طور مستقیم ارائه راهکارهای کمکربن به مشتریان صنعتی را تسهیل میکند. این رویکرد با اقدامات مشابه سایر شرکتهای بزرگ، از جمله راهاندازی واحدهای جدید بازیافت در اروپا برای تامین نیاز صنایع ساختمان و حملونقل با آلومینیومهای آلیاژی کمکربن همسو است.
بخش حملونقل، بهویژه صنعت خودروهای الکتریکی به مهمترین پیشران تقاضا برای آلومینیوم بازیافتی تبدیل شده است. صنعت خودروسازی که هماکنون نیز بیشترین سهم مصرف این فلز را به خود اختصاص داده است، با تشدید الزامات کاهش وزن خودروها برای افزایش قابلیت پیمایش و بهرهوری، نقش پررنگتری در آینده این بازار خواهد داشت.
در برخی مدل خودروهای الکتریکی میزان مصرف آلومینیوم به بیش از ۴۰۰ کیلوگرم در هر خودرو میرسد؛ رقمی که اهمیت این فلز سبک و قابل بازیافت را دوچندان میکند.
رشد حجم تقاضا صرفاً ناشی از ملاحظات فنی نیست بلکه با تعهدات رسمی خودروسازان و الزامات اجرایی مقرراتی جدید نیز تقویت میشود. در همین زمینه الزام به استفاده از درصد مشخصی از مواد بازیافتی در قطعات آلومینیومی و همچنین مقررات جدید اتحادیه اروپا که حداقل میزان مواد بازیافتی مورد استفاده در تولید باتری در حوزه باتریها در آن برای سالهای آینده تعیین شده، تقاضای پایدار برای آلومینیوم ثانویه را تثبیت کرده است.
چالشهای زیستمحیطی
چالشهای زیستمحیطی، اما بر اهمیت تلاش برای تولید پایدار و سازگار با محیطزیست تاکید دارد. فرآیند تولید آلومینیوم به دلیل مصرف بالای انرژی و انتشار گازهای گلخانهای، بهعنوان یکی از منابع آلاینده شناخته میشود. با این حال قابلیت بازیافت ۱۰۰ درصدی این فلز آن را به گزینهای پایدار برای بسیاری از صنایع تبدیل کرده است. بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ در حال سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و بهینهسازی فرآیندهای تولید هستند تا اثرات زیستمحیطی خود را کاهش دهند. استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در فرآیند تولید نیز یکی از اقداماتی است که میتواند به کاهش ردپای کربنی این صنعت کمک کند.
تولیدکنندگان این فلز باید با استفاده از فناوریهای نوین و انرژیهای تجدیدپذیر، به سمت کاهش اثرات زیستمحیطی حرکت کنند. باوجود چالشهای موجود، این فلز همچنان بهعنوان یکی از عناصر کلیدی در توسعه فناوریهای نوین و صنایع پیشرفته نقش خواهد داشت و آیندهای روشن و پایدار را برای آن میتوان متصور شد.
منبع: ایراسین



