اختصاصی معدن مدیا:
مجید مصطفوی، معاون توسعه و تکنولوژی فولاد سنگان، در گفتوگوی اختصاصی با معدنمدیا، آخرین وضعیت پروژههای توسعهای این شرکت، برنامههای تأمین انرژی، تحول دیجیتال و بومیسازی تجهیزات را تشریح کرد.
۱. اکنون پیشرفت فیزیکی و مالی پروژه کارخانه ۲.۵ میلیون تنی کنسانتره هماتیت–مگنتیت دقیقاً چقدر است، چه میزان منابع هنوز تأمین نشده و تاریخ واقعبینانه ورود آن به مدار تولید چه زمانی خواهد بود؟ مهمترین مانع باقیمانده پروژه چیست؟
پروژه احداث کارخانه ۲.۵ میلیون تنی کنسانتره هماتیت–مگنتیت یکی از پروژههای مهم فولاد سنگان در مسیر تکمیل زنجیره ارزش و تأمین پایدار خوراک است. این پروژه در حال حاضر در مسیر اجرایی خود قرار دارد و بخش قابل توجهی از فعالیتهای مهندسی، تأمین و اجرای آن انجام شده است. در خصوص درصد دقیق پیشرفت فیزیکی و مالی، مبنای ما آخرین صورتوضعیتهای تأییدشده پروژه است و طبیعتاً ارقام با پیشرفت عملیات اجرایی بهروزرسانی میشوند. موضوع تأمین منابع مالی نیز برنامهریزی شده است و تلاش ما این است که با تأمین بهموقع منابع، وقفهای در برنامه اجرایی ایجاد نشود. هدفگذاری ما ورود پروژه به مدار تولید در واقعبینانهترین زمان ممکن و پس از تکمیل الزامات فنی، تأمین تجهیزات و راهاندازی آزمایشی است. مهمترین چالش باقیمانده نیز در شرایط فعلی، هماهنگی همزمان میان تأمین مالی، تأمین تجهیزات و اجرای عملیات است. اولویت شرکت این است که هیچیک از این حلقهها به گلوگاه پروژه تبدیل نشود.
۲. فولاد سنگان افزایش ظرفیت گندلهسازی را دنبال میکند؛ درحالیکه خود شرکت اخیراً کمبود سنگآهن و موانع استخراج را از چالشهای جدی تولید دانسته است. این طرح اکنون در چه مرحلهای قرار دارد و خوراک ظرفیت جدید قرار است دقیقاً از چه منابعی تأمین شود؟
افزایش ظرفیت گندلهسازی فولاد سنگان به ۷.۵ میلیون تن، بخشی از برنامه ما برای افزایش ظرفیت تولید و استفاده حداکثری از زیرساختهای موجود است؛ اما این توسعه بدون حل مسئله خوراک سنگآهن، چالشی خواهد بود. میدانیم که منطقه سنگان ظرفیت بالایی از سنگآهن دارد و بروز چالش در استخراج سنگآهن در مقطع کنونی، نمیتواند به عاملی برای عدم اجرای طرحهای توسعه باشد. لذا باید مشکل تامین سنگآهن با مدیریت و برنامهریزی حل شود نه پروژههای توسعهای متوقف شود لذا در کنار توسعه معادن و اکتشاف، موضوع بهبود بهرهوری استخراج، افزایش استخراج از ذخایر موجود و ایجاد تنوع در منابع تأمین نیز در دستور کار قرار دارد. به همین دلیل، همزمان با پیگیری توسعه ظرفیت گندلهسازی، موضوع تأمین پایدار سنگآهن از طریق معاونت مربوطه و مدیریت ارشد شرکت نیز با جدیت دنبال میشود. بهمنظور تامین منابع مورد نیاز برای ظرفیت جدید، ما طرح احداث کارخانه 2.5 میلیون تنی کنسانترهسازی را در دست اجرا داریم که کنسانتره تولیدی این کارخانه بهعنوان مواد اولیه موردنیاز در گندلهسازی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واقعیت این است که امروز در صنعت فولاد کشور، مسئله اصلی صرفاً ایجاد ظرفیت تولید نیست؛ بلکه تضمین خوراک برای ظرفیت ایجادشده است. بنابراین رویکرد فولاد سنگان این است که توسعه گندلهسازی را متناسب با برنامه تأمین سنگآهن پیش ببرد و اجازه ندهد ظرفیت اسمی ایجاد شود اما به دلیل کمبود خوراک، ظرفیت عملیاتی محقق نشود. طرح مطالعاتی پروژه مذکور به انجام رسیده است و از میان چندین مدل مهندسیشده، طرح نهایی انتخاب شده است و مراحل اجرای عملیات در دست برنامهریزی جهت انجام است.
۳. پروژه نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی فولاد سنگان طی چند سال گذشته بهعنوان راهکار خودتأمینی انرژی مطرح شده است. وضعیت اجرایی این پروژه اکنون چگونه است، نخستین فاز آن چه زمانی وارد مدار میشود و با توجه به ماهیت ناپایدار انرژی بادی، چه سهمی از برق مصرفی شرکت را بهطور عملی و پایدار تأمین خواهد کرد؟
تأمین انرژی پایدار یکی از مهمترین الزامات تداوم تولید در فولاد سنگان است. به همین دلیل، پروژه نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی را نه صرفاً بهعنوان یک پروژه تولید برق، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد امنیت انرژی شرکت دنبال میکنیم. در این پروژه، موضوع تأمین مالی و مدل اجرایی از اهمیت بالایی برخوردار است و اقدامات لازم برای فراهم کردن شرایط اجرایی و سرمایهگذاری انجام شده و در حال پیگیری است. زمان ورود نخستین فاز نیز باید بر اساس نهایی شدن الزامات مالی، اجرایی و اتصال به شبکه اعلام شود. البته کاملاً با این نکته موافقم که انرژی بادی ماهیت متناوب دارد. بنابراین قرار نیست نیروگاه بادی بهتنهایی تمام نیاز برق شرکت را پوشش دهد. اما باید اضافه کنم که ظرفیت تولید انرژی برق از نیروی باد به دلیل واقع شدن این منطقه در کریدور بادی بسیار بالاست. هدف اصلی، کاهش وابستگی به شبکه و تأمین بخشی از برق مورد نیاز از یک منبع تجدیدپذیر و کاهش ریسک انرژی در بلندمدت است. در کنار این پروژه، بهینهسازی مصرف و توسعه سایر روشهای تأمین انرژی نیز برای فولاد سنگان اهمیت دارد؛ چراکه امنیت انرژی فقط با افزایش تولید برق محقق نمیشود، بلکه باید همزمان مصرف را نیز مدیریت کرد.
۴. در نقشه راه تحول دیجیتال فولاد سنگان، اجرای دیسپاچینگ هوشمند آب، برق و گاز و هوشمندسازی کارخانه کنسانتره پیشبینی شده و هدف کاهش مصرف انرژی مطرح شده است. کدام بخشهای این برنامه تاکنون عملیاتی شده و نتایج واقعی آن در شاخصهایی مانند مصرف انرژی و آب بهازای هر تن، توقفات خط و نرخ بازیابی چه بوده است؟
تحول دیجیتال در فولاد سنگان برای ما یک موضوع نمایشی یا صرفاً مربوط به خرید تجهیزات و نرمافزار نیست؛ هدف اصلی، تصمیمگیری مبتنی بر داده و افزایش بهرهوری عملیاتی به کمک فناوریهای نوین در آینده شرکت است. در همین چارچوب، هوشمندسازی فرآیندها، پایش مصرف آب، برق و گاز و حرکت به سمت دیسپاچینگ هوشمند در دستور کار قرار گرفته است. در بخشهایی از این مسیر، زیرساختهای لازم ایجاد شده و فرآیند توسعه و اتصال سامانهها در حال برنامهریزی و انجام است و اکنون میزان مصارف انرژی بهصورت تجهیز به تجهیز رصد و پایش میشود و دادههای جمع اوری شده برای مرحله نهایی مدیریت مصرف مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر در بخشهایی از کارخانجات از طریق این سیستم هوشمند، شاخصهایی مانند مصرف انرژی بهازای هر تن محصول، مصرف آب، توقفات تجهیزات، راندمان خطوط و نرخ بازیابی را بهصورت مستمر پایش و نمونهبرداری میکنیم تا در فاز نهایی مورد استفاده قرار گیرند. اعتقاد ما این است که هوشمندسازی زمانی موفق است که در نهایت در شاخصهای واقعی تولید خودش را نشان دهد؛ یعنی کاهش مصرف، کاهش توقفات، افزایش بازیابی و افزایش تولید با همان یا حتی منابع کمتر. بنابراین ارزیابی پروژههای دیجیتال فولاد سنگان بر اساس خروجی واقعی آنها انجام خواهد شد، نه صرفاً میزان پیشرفت نصب سامانهها.
۵. قبلا از مهندسی معکوس ۸۷۰۰ قطعه و بومیسازی ۷۲۰ قطعه در فولاد سنگان خبر دادهاید. چه تعداد از این قطعات واقعاً راهبردی و دارای سابقه وابستگی خارجی بودهاند و این بومیسازی چه میزان صرفهجویی ارزی، کاهش زمان توقف تجهیزات و بهبود قابلیت اطمینان خطوط تولید ایجاد کرده است؟
بومیسازی تجهیزات و قطعات در فولاد سنگان با یک هدف مشخص دنبال میشود: کاهش وابستگی، افزایش تابآوری تولید و جلوگیری از توقف خطوط به دلیل تأمین نشدن یک قطعه. در این مسیر، تاکنون ۸۷۰۰ قطعه مورد مطالعه مهندسی معکوس قرار گرفته و بیش از ۷۲۰ قطعه بومیسازی شده است. البته همه این قطعات از نظر اهمیت راهبردی در یک سطح نیستند. بخشی از آنها قطعاتی هستند که وابستگی خارجی یا محدودیت تأمین داشتهاند و بومیسازی آنها از منظر استمرار تولید اهمیت ویژهای داشته است. برای ما صرفاً تعداد قطعات بومیسازیشده ملاک موفقیت نیست. شاخصهای مهمتر عبارتاند از کاهش ارزبری، کاهش زمان تأمین، جلوگیری از توقف تجهیزات و افزایش قابلیت اطمینان خطوط. به همین دلیل، در ارزیابی اقتصادی پروژههای بومیسازی، میزان صرفهجویی و اثر آن بر تولید نیز مورد توجه قرار میگیرد. در گام بعدی نیز تمرکز ما بر تجهیزاتی خواهد بود که ریسک توقف تولید، وابستگی خارجی بالا و زمان تأمین طولانی دارند؛ بهویژه تجهیزات و قطعات کلیدی در بخشهای فرآوری سنگآهن، خطوط کنسانتره و گندلهسازی. رویکرد ما این است که بومیسازی از یک فعالیت موردی به یک زنجیره نظاممند تأمین داخلی و دانشبنیان تبدیل شود.



