فولاد سنگان در مسیر توسعه در سالهای اخیر به سمت سرمایهگذاری همزمان در تولید، انرژی، آب، لجستیک، زیرساخت و صنایع مکمل حرکت کرده است؛ مسیری که این پرسش را مطرح میکند: آیا مأموریت فولاد سنگان همچنان افزایش ظرفیت تولید است یا شرکت در حال ایفای نقش گستردهتری به عنوان یکی از محورهای شکلگیری یک هاب صنعتی در شرق کشور است؟
فولاد سنگان دیگر صرفاً یک کارخانه تولید کنسانتره و گندله نیست؛ دستکم نقشه پروژههای در دست اجرای این شرکت چنین تصویری را نشان میدهد. مجموعهای که با ظرفیت اسمی 5 میلیون تن کنسانتره و 5 میلیون تن گندله فعالیت میکند، اکنون همزمان توسعه ظرفیت، فرآوری سنگهای هماتیتی، تأمین آب از پساب شهری، احداث نیروگاه بادی، توسعه حملونقل، ورود به حوزه استخراج معدنی و ایجاد زیرساختهای جدید را دنبال میکند.
«تولید» همچنان هسته اصلی مدل کسبوکار فولاد سنگان است و احداث و تکمیل پروژه توسعهای و زیرساختی در افق یک تا دو ساله دنبال میشود. این پروژهها در حوزههایی مانند افزایش ظرفیت، کیفیت محصول، آب، انرژی، اتوماسیون، بارگیری و زیرساخت تعریف شدهاند. اما آنچه در نقشه توسعه شرکت اهمیت دارد، عبور تدریجی از نگاه صرفاً کارخانهمحور است. وقتی یک مجموعه معدنی علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، به سراغ تأمین آب، تولید انرژی، توسعه شبکه حملونقل، احداث واحدهای جدید فرآوری، مدیریت باطله و زیرساختهای منطقهای میرود، نقش آن در اقتصاد منطقه دیگر صرفاً به میزان محصول خروجی کارخانه محدود نمیشود. در واقع، فولاد سنگان در حال شکل دادن به مجموعهای از زیرساختهاست که میتواند ظرفیت صنعتی منطقه سنگان و شرق ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از نشانههای مهم این تغییر رویکرد، مجموعه پروژههایی است که طرحهای توسعهای و زیرساختی به شمار میروند. نیروگاه بادی 200 مگاواتی، کارخانه کنسانتره هماتیتی با ظرفیت 2.5 میلیون تن، پروژه انباشت مکانیزه باطله، طرحهای انتقال آب و احداث تصفیهخانه تایباد، تنها بخشی از این مجموعه هستند. این اقدامات در قالب یک طرح بلندمدت تعریف می شود که کمربند توسعه صنعتی شرق کشور نام دارد. این پروژهها از یک جهت اهمیت مضاعف دارند؛ زیرا بخشی از چالشهای اصلی توسعه صنعتی شرق کشور دقیقاً در حوزه زیرساختهایی مانند انرژی، آب و حملونقل قرار دارد. به بیان دیگر، فولاد سنگان صرفاً به دنبال افزایش تولید در محدوده کارخانه نیست؛ بلکه بخشی از سرمایهگذاریهایش به زیرساختهایی اختصاص یافته که پیشنیاز توسعه پایدار فعالیت صنعتی در منطقه محسوب میشوند.
اگر افزایش ظرفیت تنها به افزایش تولید یک محصول معدنی منجر شود، اثر آن بر اقتصاد منطقه محدود خواهد ماند. اما اگر در کنار رشد تولید، صنایع پاییندستی، خدمات فنی و مهندسی، حملونقل، تعمیرات تخصصی، دانش فنی و کسبوکارهای وابسته نیز توسعه پیدا کنند، ارزش اقتصادی ایجادشده در منطقه ماندگارتر خواهد بود. از همین رو، اشتغال نیز باید از اشتغال مستقیم کارخانه به سمت اکوسیستم اشتغال صنعتی حرکت کند؛ اکوسیستمی که شرکتهای پیمانکاری، حملونقل، خدمات فنی، تأمینکنندگان قطعات، شرکتهای دانشبنیان و صنایع پاییندستی را دربر بگیرد.
به طور کلی آینده سنگان را میتوان در یک سؤال خلاصه کرد: آیا قرار است سنگان به نقطهای تبدیل شود که معدن، انرژی، آب، حملونقل، فرآوری، صنایع پاییندستی و اشتغال صنعتی را به یکدیگر متصل کند؟ نشانههای موجود در پروژههای توسعهای فولاد سنگان، از حرکت شرکت به این سمت حکایت دارد؛ هرچند تحقق کامل یک هاب صنعتی، به تکمیل پروژههای زیرساختی و شکلگیری صنایع و کسبوکارهای مکمل در پیرامون مجموعه وابسته است.
شاید دقیقتر باشد که مسیر آینده فولاد سنگان را نه عبور از تولید فولاد به هاب صنعتی، بلکه استفاده از تولید فولاد بهعنوان سکوی شکلدهی یک هاب صنعتی در شرق کشور توصیف کنیم. این همان نقطهای است که عملکرد یک شرکت معدنی میتواند از مقیاس کارخانه فراتر برود و به بخشی از معماری توسعه صنعتی یک منطقه تبدیل شود. این مسئله برای صنعتی که ظرفیت تولید آن قرار است افزایش پیدا کند، اهمیت زیادی دارد.
در پایان باید خاطر نشان کرد که ، فولاد سنگان امروز در نقطهای قرار گرفته که تولید و توسعه منطقهای به یکدیگر گره خوردهاند. افزایش ظرفیت کنسانتره و گندله همچنان ستون اصلی فعالیت شرکت است، اما سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، آب، لجستیک، فرآوری مواد معدنی و زیرساختهای منطقهای، دامنه مأموریت آن را گستردهتر کرده است.
منبع: روابط عمومی شرکت فولاد سنگان



