در حالی که نفت خام اقتصاد قرن گذشته را شکل داد، عناصر خاکی کمیاب با گسترش برقیسازی و هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به عامل تعیینکننده قدرت اقتصادی و صنعتی قرن آینده هستند.
در بیشتر قرن گذشته، نفت خام ستون فقرات اقتصاد جهانی بود؛ منبعی که سوخت کارخانهها، حملونقل و تجارت را تأمین میکرد و نقش تعیینکنندهای در ثروت، وابستگی و حتی نتیجه جنگها داشت. کنترل جریانهای نفتی به اهرمی برای مدیریت تورم، تولید صنعتی و ثبات اقتصادی کشورها تبدیل شده بود.
این نقش هنوز پایان نیافته است. مصرف جهانی نفت همچنان بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه در روز است و اغلب پیشبینیها نشان میدهد تقاضا تا دهه ۲۰۳۰، حتی با وجود گذار انرژی، در سطوح بالایی باقی خواهد ماند. قیمت نفت همچنان میتواند اقتصادها را متلاطم کند، به تورم دامن بزند و تصمیمگیری بانکهای مرکزی را پیچیدهتر سازد.
با این حال، پایههای قدرت جهانی در حال تغییر است. با برقی شدن اقتصادها، توسعه خودروهای برقی و گسترش هوش مصنوعی، توجه از «طلای سیاه» به سمت عناصر خاکی کمیاب معطوف شده است؛ موادی که در قلب فناوریهای نوین جای دارند.
از طلای سیاه تا فلزات استراتژیک
برخلاف نفت که برای تولید انرژی سوزانده میشود و بازاری انعطافپذیر و جهانی دارد، عناصر خاکی کمیاب در حجمهای عظیم معامله نمیشوند. این عناصر، اجزای حیاتی آهنرباهای دائمی هستند که در موتور خودروهای برقی، توربینهای بادی، رباتها، صنایع هوافضا و تجهیزات پیشرفته نظامی کاربرد دارند.
اهمیت این مواد برای مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی نیز بهسرعت در حال افزایش است و آنها را به یکی از راهبردیترین مواد معدنی جهان تبدیل کرده است.
اقتصاد آهنربا شتاب میگیرد
در کنفرانس «معادن، آهنرباها و موتورهای عناصر خاکی کمیاب» (REMM&M) در اکتبر ۲۰۲۵ در تورنتو، لاوسون ویندر تحلیلگر کالاهای بانک آمریکا اعلام کرد که تقاضای جهانی آهنربای نئودیمیوم میتواند تا سال ۲۰۳۵ با نرخ رشد ترکیبی سالانه حدود ۹ درصد افزایش یابد.
بر اساس این دادهها، رشد سالانه خودروهای برقی حدود ۱۱ درصد و تقاضای رباتیک نزدیک به ۲۹ درصد برآورد میشود. در آمریکا، تقاضای آهنربا تا سال ۲۰۳۵ با نرخ رشد سالانه ۱۸ درصد، تقریبا پنج برابر خواهد شد و در اروپا نیز حدود دو و نیم برابر افزایش مییابد.
این در حالی است که رشد تقاضای جهانی نفت در همین بازه، به کمتر از یک درصد در سال کاهش خواهد یافت.
تقاضا جلوتر از عرضه
اروپا عملا فاقد تاسیسات استخراج و فرآوری داخلی عناصر خاکی کمیاب است و بانک آمریکا تداوم کمبود عرضه در این منطقه را پیشبینی میکند.
در حال حاضر، چین حدود ۹۰ درصد تولید اکسید عناصر خاکی کمیاب نئودیمیوم و پراسئودیمیوم، تقریبا تمام تولید عناصر خاکی کمیاب سنگین مانند دیسپروزیم و تربیوم و حدود ۸۹ درصد تولید جهانی آهنرباهای عناصر خاکی کمیاب را در اختیار دارد.
از نظر فرآوری، چین مالک حدود ۸۷ درصد ظرفیت جهانی تبدیل مواد معدنی به محصولات قابل استفاده است. این کشور همچنین ۴۹ درصد ذخایر اکسید عناصر خاکی کمیاب جهان و حدود ۶۹ درصد تولید جدا نشده جهانی را در اختیار دارد.
گلوگاه اصلی، در مراحل فرآوری، پالایش و تولید آهنربا نهفته است؛ بخشهایی پیچیده، سرمایهبر و چالشبرانگیز از نظر زیستمحیطی.
کنترلهای صادراتی چین در آوریل ۲۰۲۵ این وابستگی را برجستهتر کرد؛ جایی که صادرات چند عنصر خاکی کمیاب متوسط و سنگین منوط به دریافت مجوز و ارائه اطلاعات کاربرد نهایی شد.
هوش مصنوعی فیزیکی و وابستگی راهبردی
جوردی ویسر، رئیس تحقیقات کلان شرکت «۲۲V Research»، عناصر خاکی کمیاب را بخشی از داستان بزرگتر هوش مصنوعی فیزیکی میداند. به گفته او، هوش مصنوعی فقط نرمافزار نیست، بلکه شامل رباتها، حسگرها، موتورها، باتریها و سیستمهای قدرت میشود؛ حوزههایی که بهشدت به کالاهای معدنی وابستهاند.
وی هشدار داد که آمریکا و اروپا، با وجود رقابت برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، از نظر ساختاری به ظرفیت فرآوری چین وابسته هستند؛ وابستگیای که یک آسیبپذیری استراتژیک محسوب میشود.
کنترل محدودیتها، نه فقط سوخت
نفت همچنان نقش کلیدی در اقتصاد جهانی دارد و قیمت آن انتظارات تورمی و موازنههای تجاری را شکل میدهد. اما در عصر اتوماسیون، برقیسازی و هوش مصنوعی، این عناصر خاکی کمیاب هستند که تعیین میکنند چه چیزی، کجا و توسط چه کشوری ساخته شود.
به گفته ویندر، این شرایط فرصتهای بزرگی برای تولیدکنندگان و چالشهای جدی برای دولتها و مصرفکنندگان نهایی ایجاد میکند. در چنین جهانی، تسلط دیگر فقط به معنای کنترل سوخت نیست، بلکه به معنای کنترل گلوگاهها و محدودیتهای زنجیره تأمین است؛ جایی که عناصر خاکی کمیاب بیش از هر زمان دیگری آینده را رقم میزنند.
منبع: ایسنا



