اختصاصی معدنمدیا؛
میگن دروغ کلید رسیدن به همهٔ بدیهاست؛ قبول. ولی چه اشکالی داره این روزا که از همه طرف این همه خبر تلخ و شیرین و عجیب و غیرقابل پیشبینی میشنویم، دلمون رو خوش کنیم که شاید همهش دروغ باشه؟ چه عیبی داره؟! این یه جمله هم یادگاری از من: “زنده باد دروغ”
کلا سه سال نمیشه که با چندین واسطه دور و نزدیک به خانواده بزرگ مس و آهن و فولاد وصل شدم. دنیای غریبیه، پر از تکاپو و تلاش و چالش و تدبیر و بیم و امید؛ و تهش کوهی از بالندگی و افتخار. و چقدر سفر، چقدر بازدید، چقدر خاطره؛ یادش بخیر، از کلنگ زنی تا افتتاح و رکورد تولید و چالش ناترازی و مجمع سالانه و چیرگی بر موانع و هزار و یک قصهٔ مطول، آنگونه که افتد و دانید. و چه دلبستگی شیرینی پیدا کردم به این خانواده بزرگ و دوستداشتنی. به همین مدت کوتاه کلی اسم و آدرس و آدمای بزرگ و مفاخر ملی تو ذهنم جا گرفته.
از جانجای سیستان، تا هیمکوی بندرعباس، از فولاد خراسان تا چادرملو و ارفع اردکان، از زاگرس اندیمشک، تا مبارکه اصفهان. آخ از مبارکه اصفهان…
چرا این اسم انقدر تلخ شده این روزا؟! چرا بغض و اشک اینجور گره خورده به این اسم…
توی جنگ هشتساله، به همت غیورمردان هموطنمون از میانهٔ آتش و خونِ خوزستان اولین واحد نورد گرم ایران در نورد کاویان اهواز متولد شد. و در این جنگ چهل روزه چراغ بزرگترین مجتمع فولادی خاورمیانه خاموش شد.
چی میشد اگه این اخبار دروغ بودن؟
چی میشد اگه همهش خواب بود؟
نه، خواب نمیشه، هر خواب دیده و خواب زدهای با این همه سیلی بیدار میشد؛
کاش این اخبار تلخ، شیرینترین دروغ همه زندگیمون میشد.
مایی که تمام تلاشمون این بود که در سریعترین زمان ممکن، موثقترین اخبار صنعتی رو به گوش اهالی فن و مخاطبش برسونیم، حالا موندیم تو سکوتی سنگین و بیخبری. دشمن غلو میکنه از حجم تخریب و دوست، نجیبانه مخفی میکنه زخمهایی که به پیکر صنعتمون وارد شده.
حقیقت چیه؟
واقعیت کدومه؟
چی به سر ما و صنعتمون اومده؟
نمیدونیم، شاید بهتره که فعلا ندونیم.
فعلا همینقدر میدونیم که مدتهاست چرخ عظیم صنعت خوابیده و چراغ کارخونهها خاموشه و هیچ دودی از دور به چشم نمیخوره.
میدونیم تولید خوابیده و هزاران خانواده سفرههاشون خالی مونده.
میدونیم پس لرزههای این توقف تولید بزودی مثل دونههای دومینو یکی پس از دیگری واحدهای مختلف صنعتی و تولیدی و غذایی و… رو درگیر میکنه.
و میدونیم فردا، فردایی که انشاالله خیلی دور نیست همهمون، باید دست همت به زانوی خودمون بزنیم و با یه یا علی بلند شیم و از نو شروع کنیم به ساختن.
سریعتر از قبل و بهتر از همیشه بسازیم و برسیم به جایی که از زخمهای امروز جز ردی از خاطرهش نمونه و داغ این درد بمونه به دل اونایی که بدخواه این مُلک و ملت بودن.
اما امروز سهم ما فقط صبر و امیده. صبر در بیخبری و امید به فردایی بهتر.
و من خودم به شخصه امیدوارم لااقل بخشی از این اخبار تلخی که به گوشمون میرسه، دروغ باشه.
کاش . . .
✍ نویسنده: نظامالدین عربزاده جمالی



