جستجو

جهان در آستانه تحولی عمیق در ساختار انرژی است؛ جایی که هیدروژن سبز به عنوان «سوخت آینده» نقشی فراتر از یک حامل جدید ایفا می‌کند و به شاه‌کلید گذار از اقتصاد کربنی بدل شده است. ایران نیز با برخورداری از پهنه‌های کم‌نظیر خورشیدی و بادی، زیرساخت‌های گسترده صنعتی و موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، فرصتی تاریخی در اختیار دارد تا مسیر خود را از خام‌فروشی به سمت تولید ارزش‌افزوده سبز تغییر دهد و جایگاهی تازه در نقشه انرژی جهانِ فردا به دست آورد.


جهان در آستانه‌ی یک دگردیسی ساختاری است. اگر قرن بیستم با نفت و گاز تعریف شد، قرن بیست‌ویکم به دنبال حاملی است که هم «پاک» باشد و هم «پایدار». هیدروژن سبز، نه یک جایگزین ساده، که «شاه‌کلید» گذار انرژی است؛ رویاپردازان انرژی آن را «نفتِ نو» نامیده‌اند، چرا که با استفاده از تابش بی‌پایان خورشید و وزش بادهای سرکش، آب را به سوختی استراتژیک بدل می‌کند. این، بازگشت طبیعت به چرخه‌ی صنعت است؛ جایی که هیچ‌چیز نمی‌سوزد مگر اکسیژن، و هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند مگر انرژی ناب.

ایران بر روی کمربند طلایی انرژی جهان ایستاده است. برخلاف بسیاری از رقبای منطقه‌ای که تنها بر سرمایه‌گذاری تکیه دارند، ایران «زیرساخت» و «ظرفیت» را یکجا در اختیار دارد.

پهنه‌های وسیع شرق و جنوب‌شرق کشور، با پتانسیل بیش از ۸۰ گیگاوات انرژی بادی و ۱۰۰ گیگاوات خورشیدی، بستری است که در کمتر جای جهان می‌توان مشابه آن را یافت. ایران به واسطه دهه‌ها حضور در بازار فولاد، پتروشیمی و آمونیاک، دانش فنی پیچیده‌ای را اندوخته است. ما از صفر شروع نمی‌کنیم؛ ما در حال گذار از «خام‌فروشی انرژی» به «تولید ارزش‌افزوده سبز» هستیم.

فولاد سبز؛ تضمین حیات صنایع مادر در بازارهای جهانی
جهان در حال وضع تعرفه‌های کربنی (مانند CBAM اروپا) است. این یعنی در دهه‌های آینده، صادرات فولادی که ردپای کربنی سنگین دارد، با سدی بلند مواجه خواهد شد. هیدروژن سبز برای صنعت فولاد ایران، تنها یک «گزینه» نیست، یک «بیمه‌نامه» است. با پیوندِ هیدروژن به فرآیندهای احیای مستقیم آهن، ایران می‌تواند پیشرانِ تولید «فولاد سبز» در منطقه باشد و محصولات خود را با بالاترین استانداردهای زیست‌محیطی به بازارهای بین‌المللی عرضه کند.

جغرافیای سیاسی ایران، همواره یک نقطه قوت بوده است. بنادر جنوبی ایران (مانند چابهار و جاسک)، به مثابه دروازه‌های خروج به سوی بازارهای تشنه‌ی هند، شرق آسیا و اروپا هستند. تولید آمونیاک سبز در این هاب‌ها، ایران را از یک «صادرکننده سنتی انرژی» به یک «قطب صادرات سوخت‌های پاکِ دریایی» تبدیل می‌کند. ما در حال تعریفِ دوباره‌ی نقشِ ایران در کریدورهای انرژی آینده هستیم.

ضرورتِ ترسیم «نقشه‌راهِ ملی هیدروژن»

برای بهره‌مندی از این ثروتِ نوین، باید از مرحله‌ی «ایده‌پردازی» به «ساختارسازی» عبور کرد:

  • دیپلماسیِ انرژی سبز: تعریف پروژه‌های مشترک با بازیگران جهانی که هم تکنولوژی الکترولیز را به کشور بیاورند و هم بازارهای خرید تضمینی را تضمین کنند.
  • تنظیم‌گریِ جسورانه: ایجاد مناطق ویژه «صنعت سبز» با معافیت‌های مالیاتی و تضمین‌های بلندمدت که سرمایه‌گذار داخلی و خارجی را برای مشارکت ترغیب کند.
  • سرمایه‌گذاری در زنجیره تأمین: بومی‌سازی تجهیزاتِ الکترولیز و کاتالیست‌های مرتبط، تا زنجیره‌ی ارزش هیدروژن سبز، به جای وابستگی، بر دانش متخصصان ایرانی استوار باشد.

چشم‌اندازی به سوی آینده

هیدروژن سبز، یک مسابقه‌ بزرگ جهانی است. ایران به دلیل برخورداری از مزیت‌های اقلیمی، صنعتی و جغرافیایی، شایستگیِ ایستادن بر سکوی نخستِ این بازار را دارد. این گذار، نه فقط یک ضرورت زیست‌محیطی، که یک فرصتِ طلایی برای احیای قدرت اقتصادی کشور است. ما می‌توانیم با تکیه بر نبوغ مهندسی و مدیریتِ هوشمندانه منابع، از «عصرِ نفت» به «عصرِ انرژی‌های نو» گام بگذاریم و اقتدارِ ایران را در نقشه انرژی جهانِ آینده، بازخوانی کنیم.

منبع: ایراسین

لازم به ذکر است مسئولیت حقوقی تمامی محتواهای تولیدی معدن‌مدیا به عهده رسانه «نوآوران معدن» با شناسه مجوز 88190 می‌باشد؛ سایر محتواهای درج‌شده بازنشر و با ذکر منبع است.