بر اساس دادههای فست مارکت، صنعت خودروسازی اروپا امروز در قلب یک تغییر بنیادین قرار گرفته است؛ تغییری که محور اصلی آن فولاد است. خودروسازی حدود ۲۰٪ از مصرف فولاد اتحادیه اروپا را به خود اختصاص میدهد و همین موضوع این صنعت را به یکی از مهمترین میدانهای نبرد برای کربنزدایی فولاد تبدیل کرده است. اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که بدانیم فولاد بهتنهایی بین ۱۶ تا ۳۴ درصد از قطعات غیرمستقیم یک خودرو را تشکیل میدهد؛ یعنی بدون تغییر در زنجیره فولاد، رسیدن به اهداف اقلیمی خودروسازان عملاً ممکن نیست.
با وجود این نقش کلیدی، بازار هنوز در مرحله گذار آرام قرار دارد. رشد محدود ۱.۸ درصدی ثبت خودروهای جدید در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ و باقی ماندن تقاضا زیر سطح پیش از کرونا نشان میدهد که فشار سمت تقاضا هنوز به اندازه کافی قدرتمند نشده است. این یعنی حتی اگر فولاد سبز یک ضرورت استراتژیک باشد، سرعت جایگزینی آن با فولاد سنتی هنوز به شرایط بازار خودرو گره خورده است.
اما فشار اصلی از سمت سیاستگذاری وارد میشود. مقررات اتحادیه اروپا تحت چارچوب «Fit for 55» مسیر صنعت را بهطور مستقیم به سمت کاهش شدید انتشارها هدایت کرده است؛ تا جایی که خودروسازان موظف به کاهش ۵۵ درصدی انتشار تا ۲۰۳۰ و رسیدن به صفر در ۲۰۳۵ هستند. در این میان، فولاد کمکربن دیگر یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به یکی از ابزارهای کلیدی برای انطباق با قوانین تبدیل شده است.
نکته مهم اینجاست که ساختار اقتصادی خودرو به نفع فولاد سبز عمل میکند. فولاد سهم نسبتاً کمی از هزینه نهایی خودرو دارد، اما سهم بزرگی از انتشارها را به خود اختصاص میدهد. همین عدم توازن باعث شده افزایش هزینه ناشی از فولاد سبز (در حد حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار در هر خودرو) قابل مدیریت باشد. در نتیجه، خودروسازان میتوانند بدون ضربه جدی به قیمت نهایی، ردپای کربنی خود را بهطور قابل توجهی کاهش دهند.
در این میان، فولاد به یک ابزار رقابتی نیز تبدیل شده است. برندهایی که مستقیماً با مصرفکننده در ارتباط هستند، تحت فشار شدید افکار عمومی و انتظارات زیستمحیطی قرار دارند. مطالعات نشان میدهد بخش قابل توجهی از مصرفکنندگان حاضرند برای خودروهای کمانتشار، هزینه بیشتری بپردازند؛ موضوعی که به خودروسازان اجازه میدهد بخشی از هزینه فولاد سبز را به بازار منتقل کنند.
با این حال، مسیر استفاده گسترده از فولاد کمکربن ساده نیست. محدودیتهای کیفی در فولادهای خودرویی، استفاده از قراضه را محدود کرده و نیاز به فناوریهای پیشرفتهتری مانند DRI (احیای مستقیم آهن) و مسیرهای مبتنی بر هیدروژن را افزایش میدهد. این فناوریها هنوز هزینهبر و در حال توسعه هستند و همین موضوع سرعت گذار را کاهش میدهد.
در نهایت، تصویر کلی روشن است: فولاد به نقطه مرکزی رقابت در صنعت خودرو تبدیل شده است. ترکیب فشار مقرراتی، مزیت اقتصادی و محدودیتهای فنی باعث شده گذار به فولاد سبز نه سریع باشد و نه ساده، اما روند آن اجتنابناپذیر است. آینده صنعت خودرو بدون تحول در فولاد قابل تصور نیست؛ و این دقیقاً همان جایی است که رقابت واقعی آغاز میشود.
منبع: فولادبان



