اختلال یا بسته شدن تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای انرژی و تجارت جهانی، میتواند اثرات مستقیم و غیرمستقیم عمیقی بر زنجیره فولاد جهان بر جای بگذارد؛ اثری که هم از مسیر افزایش هزینه تولید و هم از کانال افت تقاضای نهایی، بازار فولاد را تحت فشار قرار میدهد.
در گام نخست، کاهش یا اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای انرژی، به افزایش شدید هزینههای تولید در صنایع انرژیبر از جمله فولاد منجر میشود. فولادسازی بهویژه در مسیرهای کوره بلند و حتی احیای مستقیم، وابستگی بالایی به انرژی، حملونقل و خوراکهای واسطهای دارد. بنابراین هرگونه شوک انرژی، بهسرعت خود را در قیمت تمامشده شمش، آهن اسفنجی و محصولات فولادی نشان میدهد.
در مرحله بعد، این افزایش هزینه به کل زنجیره فولاد منتقل میشود. تولیدکنندگان آهن اسفنجی و شمش در منطقه خلیج فارس که هم نقش تأمینکننده مواد اولیه و هم نقش مصرفکننده فولاد را دارند، بیشترین آسیبپذیری را تجربه میکنند. در چنین شرایطی، رشد قیمتها نه به دلیل تقاضای قوی، بلکه ناشی از فشار سمت عرضه و افزایش هزینههای انرژی و حملونقل خواهد بود.
اما همزمان با این رشد هزینه، سمت تقاضا وارد فاز رکودی میشود. افزایش قیمت انرژی و نااطمینانی اقتصادی، باعث کاهش فعالیت در بخشهای مصرفکننده فولاد مانند ساختمان، خودروسازی و صنایع پاییندستی میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک الگوی کلاسیک «رکود تورمی» در بازار فولاد است؛ یعنی افزایش قیمتها در کنار کاهش حجم مصرف.
در چنین سناریویی، صنایع پتروشیمی بهعنوان اولین حلقههای وابسته به انرژی با افت تولید مواجه میشوند و این اثر بهتدریج به صنایع پاییندستی از جمله کشاورزی و تولید کالاهای مصرفی منتقل میشود. در نهایت، کاهش فعالیت اقتصادی به کاهش تقاضای واقعی فولاد در سطح جهانی منجر خواهد شد.
بازار فولاد در این وضعیت با یک تناقض جدی روبهرو میشود: از یک طرف هزینه تولید شمش، آهن اسفنجی و محصولات فولادی به دلیل رشد قیمت انرژی افزایش مییابد، و از طرف دیگر تقاضای نهایی به دلیل رکود اقتصادی کاهش پیدا میکند. این دوگانه، فشار شدیدی بر حاشیه سود فولادسازان در سطح جهانی وارد میکند.
در صورت تداوم اختلال در تنگه هرمز، این روند میتواند به گسترش رکود در بازارهای مالی، افزایش نرخ بهره در اقتصادهای بزرگ و کاهش سرمایهگذاری صنعتی منجر شود؛ عواملی که همگی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر صنعت فولاد اثرگذار هستند.
در مجموع، تنگه هرمز برای زنجیره فولاد تنها یک مسیر حملونقل انرژی نیست، بلکه یک نقطه کلیدی در تعادل هزینه و تقاضای جهانی فولاد محسوب میشود. هرگونه تنش پایدار در این مسیر میتواند بازار فولاد را وارد یک دوره پرنوسان با فشار همزمان هزینه و رکود مصرف کند؛ شرایطی که مدیریت آن برای تولیدکنندگان و بازارهای جهانی بسیار چالشبرانگیز خواهد بود.
منبع: فولادبان



