بیش از یک قرن، اقتصاد صنعتی جهان با ریتم سوختن زغالسنگ پیش میرفت؛ سوختی که ستون فقرات نیروگاهها و موتور رشد کارخانهها بود و جایگزینی برای آن متصور نمیشد. اما دادههای تازه نشان میدهد این معادله تاریخی در حال تغییر است. بر اساس گزارش موسسه تحلیلی «امبر» (Ember)، در آوریل ۲۰۲۶ برای نخستین بار در تاریخ مدرن، مجموع تولید برق از انرژی خورشیدی و بادی از زغالسنگ پیشی گرفت. این نقطه عطف تنها یک خبر محیطزیستی نیست، بلکه نشانه جابهجایی قدرت در بازار جهانی انرژی است؛ تغییری که میتواند قواعد رقابت را برای دولتها، سرمایهگذاران و صنایع انرژیبر بازنویسی کند.
تا همین یک دهه پیش، ایده اینکه انرژیهای تجدیدپذیر بتوانند بار پایه شبکههای برق جهانی را به دوش بکشند، دور از دسترس بود. اما گزارش تعیینکننده موسسه «امبر» که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، خط بطلانی بر این تردیدها کشید. دادهها با صراحتی بیرحمانه سخن میگویند: در سال ۲۰۲۵، منابع تجدیدپذیر توانستند ۳۳.۸ درصد از کل برق جهان را تامین کنند، در حالی که سهم زغالسنگ برای اولین بار به ۳۳.۰ درصد تنزل یافت.
قهرمان این داستان، بدون شک انرژی خورشیدی است. تولید برق خورشیدی تنها در یک سال با پرشی ۳۰ درصدی نشان داد که چرا اکنون ارزانترین منبع تولید الکتریسیته در تاریخ بشر محسوب میشود.
ردپای پول هوشمند
اگر میخواهید آینده اقتصاد را پیشبینی کنید، مسیر پول را دنبال کنید. بازارها مدتهاست که رای خود را به صندوق انداختهاند. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، در سال ۲۰۲۵، جریان سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای پاک دقیقاً دو برابر سوختهای فسیلی بوده است. رقمی خیرهکننده معادل ۲.۲ تریلیون دلار به سمت زیرساختهای انرژی پاک، شبکههای هوشمند و ذخیرهسازی هدایت شد؛ در حالی که کل امپراتوری نفت، گاز و زغالسنگ تنها توانست ۱.۱ تریلیون دلار سرمایه جذب کند.
این شکاف عظیم سرمایهگذاری، پیام روشنی دارد: گذار انرژی دیگر یک انتخاب سیاسی با یارانه دولتی نیست، بلکه یک منطق سرمایهداری سودآور است که بانکها و موسسات مالی بزرگ جهان آن را هدایت میکنند.
نیوکاسل در سراشیبی تاریخی
این تغییر پارادایم، بازتابی شفاف در بازارهای آتی کالا داشته است. زغالسنگ نیوکاسل (NCFMc1) که در روزهای تاریک بحران انرژی سال ۲۰۲۲ رکوردهای وحشتناک بالای ۴۰۰ دلار بر تن را لمس کرده بود، اکنون در آوریل ۲۰۲۶ در کانال آرام ۱۳۲ تا ۱۳۳ دلار نوسان میکند. البته بازارهای انرژی هرگز خطی حرکت نمیکنند. در ماه مارس ۲۰۲۶، تنشهای ژئوپلیتیک خاورمیانه و اختلالات مقطعی در عرضه گاز، باعث شد برخی نیروگاهها موقتاً به سمت زغالسنگ شیفت کنند و قیمت را در یک شوک کوتاهمدت به ۱۵۰ دلار برسانند. اما تحلیلگران والاستریت متفقالقولاند که این جهشها، تنها تکانههای پس از مرگ هستند. روند بلندمدت زغالسنگ، تحت فشار بیامان عرضه ارزان پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی، نزولی است.
معمای صنایع سنگین
این جابهجایی در صفحات انرژی جهان، زنگ خطری بلند برای صنایع انرژیبر بهویژه در بخش متالورژی و زنجیره فولاد است. در دوران جدید، داشتن یک شبکه تامین انرژی مستقل و پاک، دیگر یک «ارزش افزوده سبز» برای گزارشهای سالانه نیست، بلکه سپر دفاعی حاشیه سود است. صنایع سنگینی که در خاورمیانه و سایر نقاط جهان در حال توسعه هستند، نیازمند توجه ویژه به دو مبحث هستند: نخست، نوسانات شدید و غیرقابل پیشبینی بهای تمامشده انرژیهای فسیلی و دوم، مکانیزمهای تنظیم مرزی کربن که بر محصولات تولید شده با انرژی فسیلی، مالیاتهای سنگین صادراتی وضع میکند. در این شرایط، تنها استراتژی بقا برای مجتمعهای عظیم صنعتی، بومیسازی زیرساختهای تامین برق و احداث نیروگاههای خورشیدی و بادی اختصاصی است. آنها باید خود را از ریسک شبکه سراسری و نوسانات بازار گاز و زغالسنگ ایزوله کنند تا بتوانند محصولات خود را با برچسب رقابتی جهانی به فروش برسانند.
سقوط زغالسنگ از جایگاه نخست تولید برق جهان، پایان تاریخ انرژی نیست، بلکه آغاز یک دوره گذار ملتهب است. شبکههای برق جهان اکنون با چالش پایداری و مدیریت نوسانات خورشید و باد دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، مسیر آینده روشن است. عصر جدیدی آغاز شده که در آن، مزیت رقابتی اقتصادها نه در عمق معادن زغالسنگ، بلکه در وسعت دشتهای آفتابگیر و تونلهای باد نهفته است.
منبع: ایراسین



