اختصاصی معدن مدیا:
در سالهای اخیر، همواره بخش فلزات مرتبط با گذار انرژی مانند مس، لیتیوم و عناصر خاکی کمیاب در بازار کالاها روندی صعودی داشتهاند. اکنون معدنکاران سنگ آهن نیز میخواهند محصول آنها به این فهرست اضافه شود.
رشد چشمگیر تقاضای فولاد در جنوب و جنوب شرقی آسیا، بازار این ماده اولیه را همچنان پررونق نگه خواهد داشت و افت تولید در چین و کشورهای غربی را به خوبی جبران خواهد کرد. این موضوع، دیدگاه مشترک فعالان صنعت سنگ آهن در نشست این هفته سنگاپور بود.
با این حال، حامیان کربنزدایی در این صنعت با خوشبینی معدنکاران همسو نبودند؛ چرا که با درک این واقعیت تلخ که تولید فولاد سبز هزینههای بسیار سنگینی به همراه دارد، امیدها به آن به عنوان یک راهحل نجاتبخش در حال کمرنگ شدن است. علاوه بر این، دولتها در حال حاضر ارادهای برای قانونگذاری، تنظیم مقررات و ایجاد مشوقهای لازم به منظور گذر از تولید فولاد با زغالسنگ به سمت انرژیهای تجدیدپذیر ندارند.
شکاف عرضه در پیش رو
فضای صعودی حاکم بر بازار سنگ آهن تا حد زیادی بر پایه این پیشبینی استوار است که تولید فولاد هند از حدود ۱۶۸ میلیون تن در سال به حدود ۴۰۰ میلیون تن تا سال ۲۰۳۵ افزایش خواهد یافت. طبق دادههای تحلیلگران کالای شرکت کپلر، هند در حال حاضر صادرکننده خالص و کوچک سنگ آهن است؛ به طوری که صادرات ۲۸.۶۲ میلیون تنی آن در سال ۲۰۲۵ در برابر واردات ۱۳.۸۷ میلیون تنی قرار گرفت.
اگر هند در ده سال آینده تولید فولاد خود را بیش از دو برابر کند، قطعا باید واردات خود را افزایش دهد، زیرا صنعت داخلی این کشور قادر نخواهد بود مقادیر کافی سنگ آهن با عیار بالا استخراج کند تا از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه باشد.
همچنین این امیدواری وجود دارد که کشورهای جنوب شرقی آسیا مانند ویتنام، اندونزی و تایلند همزمان با صنعتی شدن اقتصادشان، ظرفیت تولید فولاد خود را افزایش دهند که این امر نیز تا حد زیادی به سنگ آهن وارداتی وابسته خواهد بود.
بولد باتار، مدیر ارشد بازرگانی شرکت ریو تینتو، در مجمع سنگ آهن و فولاد سنگاپور اعلام کرد که تا سال ۲۰۳۵ یک شکاف عرضه ۶۵۰ میلیون تنی در بازار سنگ آهن پدیدار خواهد شد. این رقم با در نظر گرفتن معادن جدیدی محاسبه شده است که در مراحل راهاندازی قرار دارند، مانند پروژه ۱۲۰ میلیون تنی سیماندو در گینه. با این حال، ریو تینتو پیشبینی میکند که سرعت توسعه معادن جدید با میزان افت تولید معادنی که به پایان عمر خود میرسند، برابری نخواهد کرد.
عامل دیگری که از معدنکارانی مانند ریو تینتو، به عنوان بزرگترین تولیدکننده سنگ آهن جهان، حمایت میکند این است که بیشتر ظرفیتهای جدید فولاد در آسیا از روش سنتی کوره بلند-کوره اکسیژن قلیایی استفاده میکنند. این روش اثباتشده و مقرونبهصرفه است، اما به دلیل اتکا به زغالسنگ متالورژیک آلایندگی بسیار بالایی دارد.
تولید فولاد حدود ۸ درصد از انتشار جهانی کربن را به خود اختصاص داده است و همین امر کربنزدایی را برای رسیدن به اهداف اقلیمی انتشار صفر تا سال ۲۰۵۰ حیاتی میسازد. با این وجود، در حالی که معدنکاران و فولادسازان تمایل دارند درباره کربنزدایی فعالیتهای خود صحبت کنند، واقعیت این است که آنها با برنامهریزی برای افزایش بهرهوری و استفاده از سنگ آهن با عیار بالاتر، تنها به دنبال راهکارهای در دسترس و ساده هستند.
رنگ باختن امیدها به فولاد سبز
هرگونه تلاش واقعی برای کاهش معنادار انتشار آلایندهها، نیازمند تغییر از زغالسنگ به هیدروژن به عنوان عامل کاهنده و استفاده از الکتریسیته تجدیدپذیر به عنوان منبع انرژی است. اما تاکنون سرمایه بسیار کمی به تولید فولاد سبز اختصاص یافته است.
ژونگ شائولیانگ، معاون دبیرکل انجمن جهانی فولاد، در مجمع فولاد سبز سنگاپور گفت که تنها ۲۰ میلیارد دلار برای حمایت از تولید فولاد سبز سرمایهگذاری شده است. این موضوع باعث شده تا ظرفیت تولید فولاد سبز تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷۰.۸ میلیون تن پیشبینی شود که بخش عمده آن در اروپا خواهد بود.
با توجه به اینکه انتظار میرود تولید جهانی فولاد تا سال ۲۰۳۰ به مرز ۲ میلیارد تن در سال نزدیک شود، تولید برنامهریزیشده فولاد سبز کمتر از ۴ درصد از کل این میزان است. مشکل اینجاست که هیچ استاندارد جهانی برای فولاد سبز وجود ندارد و مالیاتهای کربن مانند مکانیسم تنظیم مرزی کربن در اروپا به اندازه کافی گسترده نیستند تا تغییر معناداری به سمت فولاد سبز ایجاد کنند.
بر اساس دادههای انجمن جهانی فولاد، هزینه فعلی تولید فولاد با استفاده از روش سنتی حدود ۴۰۰ دلار در هر تن است. اما استفاده از هیدروژن و برق تجدیدپذیر، این هزینه را بسته به محل تولید به ۵۰۰ تا ۸۵۰ دلار در هر تن افزایش میدهد.
تنها راه برای از بین بردن این شکاف قیمتی این است که دولتها به نفع فولاد سبز قانونگذاری کنند؛ چه از طریق وضع مالیات بیشتر بر روشهای آلاینده و چه با پرداخت یارانه به تولیداتی که شدت کربن کمتری دارند. مشکل این است که شواهد اندکی از وقوع این اتفاق در آسیا به چشم میخورد؛ منطقهای که تولیدکننده غالب فولاد و موتور محرک رشد آینده آن به شمار میرود.



