۶۵۰ میلیون تن قراضه فولادی در سال، امروز وارد چرخه تولید جهانی فولاد میشود؛ حجمی که معادل حدود ۳۰ درصد خوراک کل صنعت فولاد جهان است و در برخی اقتصادهای پیشرفته، سهم آن به بیش از ۷۰ درصد تولید فولاد میرسد. این عدد زمانی اهمیت واقعی خود را نشان میدهد که در کنار آن قرار گیرد: استفاده از قراضه در فرآیند فولادسازی سالانه از انتشار حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیون تن CO₂ جلوگیری میکند؛ عددی که قراضه را از یک ماده بازیافتی به یک ابزار کلیدی در سیاستهای کربنزدایی جهان تبدیل کرده است.
بازار قراضه امروز در نقطهای ایستاده که نهتنها یک بازار مواد اولیه، بلکه یک متغیر تعیینکننده در ساختار هزینه تولید فولاد محسوب میشود. در کورههای قوس الکتریکی (EAF)، قراضه بین ۶۰ تا ۸۰ درصد هزینه تولید هر تن فولاد را تشکیل میدهد؛ به این معنا که قیمت قراضه عملاً به یک شاخص مستقیم برای سودآوری فولادسازان تبدیل شده است.
شاخص جهانی قراضه عمدتاً بر پایه HMS 1&2 (80:20) تعریف میشود؛ ترکیبی شامل ۸۰ درصد قراضه سنگین با کیفیت بالاتر (HMS 1) و ۲۰ درصد قراضه با کیفیت پایینتر (HMS 2). این شاخص در بازار جهانی در سالهای اخیر در بازهای حدود ۳۰۰ تا ۴۵۰ دلار به ازای هر تن نوسان داشته است. دلیل این نوسان نه تولید، بلکه تقاضای متمرکز از سوی چند بازیگر اصلی بازار است؛ بهویژه ترکیه که نقش محور قیمتگذاری جهانی را ایفا میکند.
ساختار تجارت جهانی قراضه بهشدت متمرکز است. سالانه حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیون تن قراضه فولادی وارد تجارت بینالمللی میشود در سمت عرضه، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ژاپن بیش از ۷۰ درصد صادرات جهانی قراضه را در اختیار دارند؛ کشورهایی که عملاً بهدلیل بلوغ صنعتی، تولیدکننده اصلی ضایعات فلزی هستند. در مقابل، ترکیه، هند و ویتنام در سمت تقاضا قرار دارند و بخش عمده واردات جهانی را جذب میکنند. ترکیه بهتنهایی سالانه حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن قراضه وارد میکند و به همین دلیل مهمترین بازیگر تعیینکننده قیمت در بازار جهانی محسوب میشود.
این تمرکز در تجارت باعث شده بازار قراضه بهشدت نسبت به تغییرات سیاستی و صنعتی حساس باشد. هرگونه محدودیت صادراتی از سوی اروپا یا آمریکا، یا تغییر تقاضا در ترکیه، به سرعت در قیمت جهانی منعکس میشود. در واقع، قراضه برخلاف سنگآهن که بازار آن متنوعتر است، یک بازار «چندمرکزی با گلوگاههای محدود» دارد.
از منظر ساختاری، عرضه قراضه تابع تولید امروز نیست، بلکه نتیجه مصرف گذشته است. به بیان دقیقتر، قراضه امروز حاصل عمر ۲۰ تا ۳۰ ساله ساختمانها، خودروها، ماشینآلات و زیرساختهای صنعتی است. این ویژگی باعث شده بازار قراضه ذاتاً با محدودیت رشد عرضه مواجه باشد؛ زیرا افزایش آن نیازمند افزایش مصرف فولاد در دهههای گذشته است، نه سرمایهگذاری جدید. همین مسئله یک شکاف ساختاری میان رشد تقاضا و عرضه ایجاد کرده است.
از نظر کیفیت، قراضه به چند گرید اصلی تقسیم میشود؛ از جمله قراضه سنگین (HMS: Heavy Melting Scrap)، قراضه شرد شده (Shredded Scrap) و قراضه بوشلینگ (Busheling) اختلاف قیمت میان این گریدها در برخی دورهها به بیش از ۵۰ تا ۱۰۰ دلار در هر تن میرسد. این اختلاف ناشی از تفاوت در ناخالصیها، میزان آهن خالص و قابلیت استفاده مستقیم در فرآیند فولادسازی است. برای مثال، قراضههای خودرویی (Busheling) به دلیل خلوص بالا، در تولید فولادهای کیفی و محصولات نورد سرد استفاده میشوند و ارزش بالاتری نسبت به قراضههای ساختمانی دارند.
در صنعت، اهمیت قراضه تنها به قیمت محدود نمیشود. استفاده از آن در کورههای قوس الکتریکی نسبت به روش کوره بلند (Blast Furnace)، بهطور متوسط تا ۷۵ درصد مصرف انرژی کمتر و بین ۶۰ تا ۹۰ درصد کاهش انتشار CO₂ ایجاد میکند. این تفاوت بنیادی باعث شده سیاستهای صنعتی اروپا و آمریکا بهطور مستقیم به افزایش سهم قراضه در تولید فولاد منجر شود و مسیر حرکت به سمت فولاد سبز را تقویت کند.
در کنار این مزیتها، بازار قراضه با یک چالش ساختاری مهم مواجه است: محدودیت عرضه پایدار. برخلاف سنگآهن که امکان توسعه ظرفیت معدنی دارد، قراضه به چرخه عمر محصولات صنعتی وابسته است. این یعنی بازار قراضه ذاتاً با تأخیر زمانی نسبت به رشد تقاضای فولاد واکنش نشان میدهد و همین موضوع یکی از دلایل نوسانات شدید قیمت آن است.
از منظر سیاستگذاری نیز قراضه بهتدریج از یک کالای تجاری به یک دارایی استراتژیک تبدیل شده است. بیش از ۴۰ کشور جهان محدودیتهایی برای صادرات قراضه اعمال کردهاند تا از خروج این ماده از چرخه داخلی جلوگیری کنند. این اقدام نشان میدهد قراضه دیگر صرفاً یک ماده اولیه نیست، بلکه بخشی از امنیت صنعتی کشورها محسوب میشود.
در مجموع، اقتصاد قراضه امروز در نقطهای قرار دارد که هم بر ساختار هزینه تولید فولاد اثر میگذارد، هم بر تجارت جهانی و هم بر سیاستهای زیستمحیطی. این بازار ۶۵۰ میلیون تنی دیگر یک بازار حاشیهای نیست؛ بلکه به یک محور اصلی در زنجیره ارزش فولاد تبدیل شده است. در چنین ساختاری، رقابت آینده صنعت فولاد نه فقط بر سر سنگآهن، بلکه بر سر دسترسی پایدار به قراضه باکیفیت شکل میگیرد؛ بازاری که از دل مصرف گذشته جهان تغذیه میشود، اما آینده فولاد را تعیین میکند.
منبع: فلزات آنلاین



