ایران با وجود برخورداری از ذخایر تخمینی ۱۴ میلیارد تنی زغالسنگ، در جایگاه یکی از کشورهای غنی از این ماده استراتژیک قرار دارد؛ اما این ثروت خفته، نه به امنیت انرژی کمک کرده و نه زنجیره تأمین فولاد را پایدار ساخته است.
گزارشهای رسمی نشان میدهد که سهم زغالسنگ در سبد تولید برق ایران تقریباً صفر است و صنعت فولاد نیز با کمبود جدی کُک متالورژیک دستوپنجه نرم میکند. این وضعیت، ریشه در مدیریت ناکارآمد، فناوریهای فرسوده و بیتوجهی به استانداردهای جهانی دارد.
مطابق آمارهای رسمی ارائهشده توسط وزارت صمت و شرکت ایمیدرو، ایران حدود ۱.۴ میلیارد تن ذخیره قطعی و ۱۴ میلیارد تن ذخیره احتمالی زغالسنگ دارد. با این حال، میزان استخراج سالانه این ماده معدنی تنها ۳.۵ میلیون تن است که پس از فرآوری، به ۱.۷ میلیون تن کنسانتره تبدیل میشود. این رقم در مقایسه با هدف برنامه هفتم توسعه (۲ میلیون تن کنسانتره و ۱.۲ میلیون تن کک متالورژیک) فاصله معناداری دارد.
برق صفر از زغالسنگ در سایه رشد جهانی
در حالی که آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند مصرف جهانی برق زغالسنگی تا ۲۰۴۰ با رشد ۱۰ درصدی به ۱۰.۳۹ تریلیون کیلوواتساعت برسد و کشورهایی مانند چین و هند روزانه هزاران مگاوات برق از این راه تولید میکنند، ایران عملاً از این امکان بیبهره است. این محرومیت نه ناشی از گذار به انرژیهای پاک، که محصول بیبرنامگی و فقدان زیرساختهای مناسب است.
زنجیرهای شکننده در برابر ریسکهای چندلایه
روشهای سنتی استخراج، بهرهوری پایین، استانداردهای ایمنی نامناسب و وابستگی شدید به تأمین داخلی، زنجیره تأمین زغالسنگ ایران را در معرض شوکهای متعدد قرار داده است. هر حادثه یا تعطیلی در معادن، بلافاصله به افزایش هزینههای فولادسازان و کاهش رقابتپذیری صادراتی منجر میشود. از سوی دیگر، فشارهای محیطزیستی و هشدارهای سازمان بهداشت جهانی درباره آلودگی ناشی از زغالسنگ، بدون ارائه راهکار فنی (مانند فناوری جذب کربن)، این صنعت را در بنبست قرار داده است.
شکاف سرمایهگذاری و چشمانداز مبهم
ظرفیت اسمی تولید کُک متالورژیک در معادن دولتی ایران ۳.۳۵ میلیون تن برآورد شده، اما تحقق این عدد نیازمند نوسازی گسترده، جذب سرمایهگذار بخش خصوصی و انتقال فناوری است. در حالی که برنامه هفتم بر رشد ۱۳ درصدی بخش معدن تأکید دارد، احیای معادن راکد و ارتقای ایمنی همچنان در حد شعار باقی مانده است.
مجموعه این آمارها، تصویر روشنی از «ثروت خفته و مدیریت خاموش» ترسیم میکنند. تا زمانی که میان «ذخیره زمینشناسی» و «تولید مؤثر» پیوندی ایجاد نشود، نهتنها صنعت فولاد با تهدید تأمین مواد اولیه مواجه است، بلکه کشور فرصت بهرهبرداری از یک منبع راهبردی انرژی را از دست خواهد داد. خروج از این وضعیت، نیازمند تغییر بنیادین در سیاستگذاری، مکانیزاسیون معادن و پذیرش الزامات جهانی است؛ در غیر این صورت، ۱۴ میلیارد تن زغالسنگ صرفاً عددی روی کاغذ باقی خواهد ماند.
منبع: فولادبان



