بحران ژئوپلیتیک و مناقشات نظامی رخ داده در اواخر فوریه و مارس ۲۰۲۶ در منطقه خاورمیانه، به ویژه حملات مستقیم نظامی میان ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران، یک نقطه عطف تاریخی و بیسابقه در تغییر پارادایمهای تجارت جهانی کالا، امنیت انرژی و زنجیرههای تامین صنعتی محسوب میشود. این رویدادها که با انسداد تنگه هرمز همراه بود، شاهراه حیاتی عبور درصد عظیمی از نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را مسدود کرده و شوکهای سیستماتیک و چندوجهی به اقتصاد جهانی وارد ساخته است. در این میان، هدف قرار گرفتن زیرساختهای کلیدی و استراتژیک صنعتی ایران به عنوان یکی از ده تولیدکننده برتر فولاد جهان، معادلات عرضه و تقاضا را در بازارهای منطقهای و جهانی به شدت مختل کرده است.
حوادث نظامی و ژئواکونومیک رخ داده در مارس ۲۰۲۶ در منطقه خاورمیانه، به روشنی و با هزینهای گزاف به سیاستگذاران و استراتژیستهای بازار ثابت کرد که مفهوم «امنیت زنجیره تامین» در اقتصاد جهانی مدرن، دیگر تنها به مفاهیمی نظیر کارایی لجستیکی (Just-in-Time) و کاهش هزینهها محدود نمیشود، بلکه نیازمند بازنگری بنیادین و پارادایمشیفت در خصوص ایجاد تابآوری سیستماتیک در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک است. حمله به مجتمعهای عظیم فولاد مبارکه و فولاد خوزستان در ایران، و به تبع آن فلج شدن ظرفیت صادرات محصولات نیمهنهایی فولاد این کشور، تنها حلقه کوچکی از یک زنجیره بحران بسیار بزرگتر، درهمتنیدهتر و ویرانگرتر بود که با توقف عملی تردد تجاری در تنگه هرمز به اوج تاریخی خود رسید. اثر پروانه ای این اتفاق تنها به بازار فولاد محدود نشده و شاخه های مهم دیگر فلزات اساسی از جمله آلومینیوم و مس را در بر گرفته و به یک بحران عظیم در زنجیره فلزات اساسی تا پایین ترین حلقه ها تبدیل شده است. اتفاقی که در محاسبات آغاز کنندگان جنگ نبود و تحلیل های پیش از تجاوز نیز صرفا اشاراتی به احتمال نوسان قیمت نفت داشت که راه حل آن نیز تزریق ذخایر استراتژیک نفتی اعلام می شد.
فلج شدن صنعت آلومینیوم و واکنشهای زنجیرهای
یکی از عمیقترین، پیچیدهترین و مخربترین پیامدهای ثانویه بحران هرمز، فلج شدن صنعت آلومینیوم خاورمیانه است. فرآیند ذوب آلومینیوم به شدت انرژیبر است و منطقه خاورمیانه، با بهرهگیری استراتژیک از منابع فراوان و ارزان گاز طبیعی، در دهههای گذشته به یکی از قطبهای اصلی تولید آلومینیوم جهان تبدیل شده است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) شامل امارات، بحرین و قطر، سالانه بیش از ۶.۲ میلیون تن آلومینیوم تولید میکنند که این رقم معادل حدود ۹ درصد از ظرفیت جهانی و بیش از ۲۰ درصد از کل ظرفیت تولید خارج از چین است.7 عمده این تولیدات به منظور صادرات به اروپا، آسیا و آمریکای شمالی در نظر گرفته شده است.
توقف تولید ذوبآهنها و اعلام وضعیت فورس ماژور
با اختلال گسترده در زنجیره تامین گاز (به دلیل حملات متقابل نظامی و قطع اجباری جریان گاز برای مدیریت مصرف شبکه داخلی) و توقف واردات مواد اولیه ضروری دریایی مانند بوکسیت و آلومینا، بحرانی موجودیتی در مجتمعهای ذوب منطقه شکل گرفت. شرکت آلومینیوم بحرین (Alba)، که دارنده یکی از بزرگترین مجتمعهای ذوب آلومینیوم در جهان است، مجبور به توقف خطوط تولید ۱، ۲ و ۳ خود شد که این امر معادل از دست رفتن ۱۹ درصد از ظرفیت تولید ۱.۶۲ میلیون تنی این ابرشرکت است. مدیریت آلبا در مواجهه با عدم توانایی در تامین محمولههای صادراتی، وضعیت حقوقی «فورس ماژور» اعلام کرد. همزمان در همسایگی این کشور، مجتمع عظیم قطالوم (Qatalum) در قطر که سرمایهگذاری مشترکی با شرکت نورسک هیدرو (Norsk Hydro) است، به دلیل کمبود حاد گاز طبیعی مجبور به توقف کنترلشده و برنامهریزیشده تولیدات خود شد تا از یخزدگی دیگهای ذوب جلوگیری کند.
خروج این حجم عظیم از عرضه فیزیکی باعث شد تا بازار فلزات واکنش هیجانی و سریعی نشان دهد. قیمت جهانی آلومینیوم در بورس فلزات لندن (LME) با رشدی سریع در عرض چند روز به حدود ۳,۳۷۰ دلار در هر تن رسید که بالاترین سطح در چهار سال اخیر (از آوریل ۲۰۲۲) محسوب میشود. علاوه بر قیمت پایه بورس، پرمیومهای منطقهای فیزیکی (پولی که خریداران برای دریافت فوری کالا میپردازند) نیز به شدت منفجر شدند؛ پرمیوم روتردام در اروپا ۳۳ درصد، پرمیوم غرب میانه آمریکا ۸ درصد (بر روی سطوح از پیش رکوردی) و پرمیوم آسیا تا ۷۰ درصد جهش را تجربه کردند. تحلیلگران ارشد موسسه گلدمن ساکس (Goldman Sachs) و بانک ING هشدار دادهاند که در صورت تداوم بحران و محبوس ماندن تولیدات خاورمیانه به مدت تنها یک ماه، قیمت آلومینیوم میتواند به راحتی مقاومت تاریخی ۴,۰۰۰ دلاری را نیز شکسته و بحرانی جهانی در صنایع پاییندستی ایجاد کند.
امواج شوک در صنعت خودروسازی جهانی
صنعت مدرن خودروسازی وابستگی حیاتی و غیرقابل جایگزینی به آلومینیوم اولیه دارد. یک خودروی سواری متوسط امروزی برای کاهش وزن و رعایت استانداردهای آلایندگی، دارای بیش از ۲۰۰ کیلوگرم قطعات آلومینیومی تخصصی است (از پنلهای بدنه گرفته تا بلوک موتور، رینگها و سیستم تعلیق). آلومینیوم ۴۰۰۰ دلاری به معنای یک شوک هزینهای عظیم در خطوط تولید تمامی خودروسازان جهان است.
پیامدهای این بحران مواد اولیه بلافاصله در برنامههای تولید خودروسازان بزرگ نمایان شد. شرکت تویوتا (Toyota) به عنوان بزرگترین خودروساز جهان، با درک عمق بحران لجستیک و مواد، مجبور به کاهش تولید نزدیک به ۴۰ هزار دستگاه خودروی در نظر گرفته شده برای بازار خاورمیانه در بازه زمانی دو ماهه شد و شرکت نیسان (Nissan) نیز برنامههای تولید خود را همگام با این روند کاهش داد.35 دلیل اصلی این واکنش سریع، وابستگی شدید ژاپن به منابع خاورمیانه است؛ جایی که صنایع ژاپنی ۷۰ درصد از آلومینیوم و نفتای فرآوریشده مورد نیاز خود و ۹۰ درصد از نفت خام خود را از این منطقه تامین میکنند.
خودروسازان لوکس اروپایی نظیر گروه فولکسواگن (با برندهای پورشه و آئودی) نیز که خاورمیانه را به عنوان یکی از پرحاشیهترین بازارهای رشد خود هدفگذاری کرده بودند (با ثبت درآمد ۲۸ درصد بیشتر به ازای هر خودروی فروخته شده در منطقه در سال ۲۰۲۵ نسبت به ۲۰۲۰)، اکنون با چشمانداز تاریک افت تقاضا ناشی از جنگ و اختلال فلجکننده در عرضه مواجهند.35 علاوه بر آلومینیوم، صنعت خودرو از زاویهای دیگر نیز تحت فشار قرار گرفت: کمبود شدید هلیوم. قطر تامینکننده یکسوم از نیاز جهانی به گاز هلیوم است که هیچ جایگزین عملی در فرآیند خنکسازی و تصفیه در تولید نیمههادیها و ریزتراشهها ندارد. با توقف صادرات قطر، قیمت اسپات این گاز تنها در یک هفته ۴۰ درصد افزایش یافت؛ خطری که میتواند منجر به بروز مجدد و تشدید بحران کمبود تراشههای الکترونیکی خودرویی شود و خطوط تولید را در سراسر جهان زمینگیر کند.
تنگنای کاتد مس و تهدید پنهان «قحطی گوگرد» در آفریقا
در حالی که توجه رسانههای عمومی عمدتاً به نفت و آلومینیوم معطوف بود، بازار مس نیز از طریق مکانیسمهای پنهان لجستیکی و شیمیایی به شدت آسیب دید و یکی از پیچیدهترین اثرات دومینویی بحران را به نمایش گذاشت. پیش از بروز بحران هرمز، ماهانه حجم عظیمی در حدود ۴۰ هزار تن کاتد مس تصفیهشده از طریق بندر استراتژیک جبل علی وارد امارات متحده عربی میشد تا نیازهای مستمر تولیدکنندگان مفتول مسی (Wire rod) و کابلسازیها در سراسر کشورهای GCC را تامین کند. با انسداد کامل تنگه هرمز در ابتدای مارس، این جریان مواد متوقف شد و این حجم از مس در آبهای منطقه یا روی عرشه کشتیها محبوس ماند. مسیرهای جایگزین نظیر بنادر خورفکان و فجیره که در سمت اقیانوس هند و خارج از تنگه قرار دارند، به دلیل هجوم ناگهانی صدها کشتی تغییر مسیر داده، به سرعت دچار تراکم و ازدحام بیسابقه شدند و توانایی پذیرش محمولههای جدید مس را از دست دادند.
این وضعیت باعث خالی ماندن دست تولیدکنندگان کابل در منطقه شد؛ به گونهای که با وجود پر بودن دفتر سفارشات، مواد اولیهای برای تولید در اختیار نداشتند. قیمت مس در بورس فلزات لندن در واکنش به این تنگنای لجستیکی به شدت نوسان کرد و از ۱۳,۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفت. در حالی که مس به دلیل پراکندگی جغرافیایی تولید، به اندازه نفت در معرض شوک مستقیم هرمز نیست، تحلیلگران سیتیگروپ (Citi) هشدار دادهاند که در صورت تداوم محاصره بیش از چند هفته، وحشت بازار از کمبود فیزیکی میتواند قیمت مس را برای اولین بار در تاریخ به ۱۵,۰۰۰ دلار در تن پرتاب کند. علاوه بر این، صادرات ۱۱۴ هزار تنی مس تصفیهشده ایران نیز که عمدتاً از طریق بندرعباس صورت میگرفت، کاملاً متوقف شد.
قحطی گوگرد و فلج شدن معادن مس آفریقا
مهمترین، ویرانگرترین و در عین حال پیچیدهترین اثر غیرمستقیم این بحران بر بازار مس، از طریق قطع صادرات گوگرد (Sulphur) خاورمیانه خود را نشان داد. کشورهای حاشیه خلیج فارس، با دارا بودن صنایع عظیم پالایشگاهی، تامینکننده حدود ۴۵ درصد از گوگرد تجارت دریایی جهان هستند که محصول جانبی تصفیه نفت و گاز است. کشورهای معدنخیز کمربند مس آفریقا (به ویژه جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا) به شدت به این ماده وابستهاند و سالانه حدود ۲ میلیون تن گوگرد از خاورمیانه وارد میکنند.
گوگرد در آفریقا برای تولید اسید سولفوریک استفاده میشود، که خود حلال کلیدی در فرآیند استخراج مس به روش هیدرومتالورژی (SX-EW – استخراج با حلال و الکترووینینگ) است. با توقف قطعی صادرات گوگرد خاورمیانه به دلیل انسداد هرمز، مدیران ارشد معدنی در سطح جهان زنگ خطر را به صدا درآوردند. رابرت فریدلند (Robert Friedland)، بنیانگذار شرکت Ivanhoe Mines، هشدار داد که عملیات استخراج مس در مگاپروژههایی نظیر کاموا-کاکولا (Kamoa-Kakula) در آفریقا، که در مجموع ۲۶ درصد از صادرات مس جهان را تشکیل میدهند، با اتمام ذخایر اسید ممکن است ظرف کمتر از سه هفته متوقف شود. این «قحطی گوگرد» پتانسیل آن را دارد که یک کسری عرضه ساختاری و جبرانناپذیر در بازار جهانی مس ایجاد کرده و روند گذار اقتصاد جهانی به سوی انرژیهای پاک (شبکههای هوشمند و خودروهای الکتریکی که به شدت به مس وابستهاند) را با تاخیری طولانی و پرهزینه مواجه سازد.
منبع: ایراسین



