گزارش تازه صندوق بینالمللی پول نشان میدهد کارخانه عظیم اقتصاد جهان، که بهتازگی از آشفتگیهای زنجیره تأمین عبور کرده بود، حالا با جهش هزینه انرژی، بازآرایی تجارت و انحصار در مواد حیاتی روبهرو است. رشد جهانی که در ۲۰۲۵ به ۳.۴ درصد رسید، در سالهای پیشرو کندتر خواهد شد و اقتصادها را وادار میکند میان کارایی و امنیت، انتخابی دشوار انجام دهند. افزایش هزینه انرژی، دیوار تعرفهها و نبرد بر سر عناصر کمیاب از جمله مهمترین ریسکها در ۲۰۲۶ خواهد بود.
گزارش صندوق بین المللی پول در خصوص چشم انداز اقتصاد جهانی در دوره جدید پس از جنگ خلیج فارس منتشر شد و این متغیرها نیبت به گزارش دچار تغییرات بنیادین شده اند. اقتصاد جهانی را همچون یک کارخانه عظیم فولادسازی در نظر بگیرید. این کارخانه که به تازگی از شوکهای پیاپی زنجیره تامین و کمبود قراضه جان سالم به در برده بود، اکنون با فوران حرارتی جدیدی از کوره خاورمیانه مواجه است. اگرچه این سازه غولپیکر تاکنون تابآوری تحسینبرانگیزی از خود نشان داده و در سال ۲۰۲۵ رشد ۳.۴ درصدی را ثبت کرده است، اما شعلههای جنگ و تنشهای ژئوپلیتیک، آهنگ تولید را کند خواهند کرد. پیشبینیها نشان میدهد که سرعت این نوار نقاله در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ درصد و در سال ۲۰۲۷ به ۳.۲ درصد تقلیل خواهد یافت. جهان در حال گذار از دوران تولید انبوه و ارزان به عصری است که در آن، استقامت و امنیت زنجیره تامین حرف اول را میزند.
شوک انرژی و بیداری تورم
برای هر اقتصادی، هزینه انرژی پاشنه آشیل است؛ و برای اقتصاد جهانی، این پاشنه اکنون به شدت متورم شده است. اختلال در خاورمیانه مستقیماً بر ساختار هزینهها سایه افکنده است. انتظار میرود قیمت حاملهای انرژی در سال ۲۰۲۶ جهشی ۱۹ درصدی را تجربه کند. نفت خام با رشد ۲۱.۴ درصدی، به طور میانگین در مدار ۸۲ دلار بر هر بشکه معامله خواهد شد و گاز طبیعی، به دلیل پیچیدگیهای فنی در ازسرگیری تولید و فقدان ذخایر استراتژیک کافی، حتی روزگار سختتری را سپری خواهد کرد.

این افزایش ناگهانی در بهای نهادههای تولید، رویای مهار تورم را آشفته کرده است. تورم کل جهانی که میرفت تا آرام بگیرد، مسیر خود را معکوس کرده و از ۴.۱ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۴.۴ درصد در سال ۲۰۲۶ افزایش خواهد یافت. کوره اقتصاد بار دیگر در حال داغ شدن است و بانکهای مرکزی، همچون متصدیان اتاق فرمان، باید با احتیاط شیرهای انبساط پولی را تنظیم کنند.
ریسک تعرفهها و رودخانه تجارت
در عرصه رقابت استراتژیک، تعرفهها حکم دیوارهای گمرکی اطراف کارخانه را دارند. اما بازارها، همچون فلز مذاب، همیشه راهی برای دور زدن موانع پیدا میکنند. در حالی که تصور میشد جهان به سمت جنگ تعرفهای تمامعیار پیش میرود، نرخ موثر تعرفههای قانونی ایالات متحده اکنون روی ۱۳.۵ درصد ایستاده است؛ یعنی ۵.۳ واحد درصد کمتر از پیشبینیهای اکتبر ۲۰۲۵.
با این حال، جغرافیای تجارت در حال بازآرایی است. واردات مستقیم آمریکا از چین افت شدیدی کرده، اما کالاهای چینی به سادگی مسیر خود را به سمت همسایگان آسیایی و اروپا کج کردهاند. این اصطکاکهای تجاری، سرعت رشد حجم تجارت جهانی را از ۵.۱ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۲.۸ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش داده است. تجارت متوقف نشده، اما مسیر آن طولانیتر، پرهزینهتر و ناکارآمدتر شده است.
انحصار در بازار خاکهای کمیاب (REEs)
اما موتور تولید در اقتصاد جهانی نیازمند آلیاژهای خاص برای تولید محصولات با کیفیت است. عناصر خاکی کمیاب (REEs) همان آلیاژهای جادویی اقتصاد مدرن هستند. پارادوکس ماجرا اینجاست: کل بازار اکسیدهای خاکی کمیاب تنها حدود ۶ میلیارد دلار میارزد، اما این عناصر گلوگاه صنایعی هستند که صدها میلیارد دلار ارزش افزوده تولید میکنند.

در این بازار، قدرت چانهزنی تامینکننده بیرحمانه است. تنها چهار عنصر (معروف به Magnet-4) با وجود اینکه فقط ۲۳ درصد از حجم تولید را تشکیل میدهند، ۹۶ درصد از ارزش بازار را در انحصار دارند. چین در اینجا حاکم بلامنازع است. در بخش عناصر سنگین (HREEs)، پکن ۹۷ درصد از ظرفیت جداسازی، ۹۵ درصد از تصفیه فلزات و ۹۰ درصد از تولید آهنرباهای دائمی را در چنگ خود دارد.
تلاش غرب برای رهایی از این انحصار و ایجاد زنجیره تامین موازی، به شدت پرهزینه است. محاسبات نشان میدهد اگر ایالات متحده بخواهد تنها به هدف خودکفایی ۲۵ درصدی در فرآوری این عناصر تا سال ۲۰۳۵ برسد، باید یارانههایی معادل ۱۴۱ درصد از اندازه سالانه بازار خود (حدود ۱.۱۹ میلیارد دلار) پرداخت کند. این بهای سنگین «کاهش ریسک» است. و اگر این تامین مختل شود؟ یک شوک ۸۰ درصدی در تامین این مواد، در کوتاهمدت میتواند تولید ناخالص داخلی آمریکا را تا ۱.۵ درصد کاهش دهد. این یک هشدار استراتژیک است: استقلال، ارزان به دست نمیآید.

ارتقای نرمافزاری در دنیای سختافزاری
در میان این تنشهای فیزیکی، هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک ارتقای نرمافزاری نویدبخش ظاهر شده است که میتواند رشد جهانی را در کوتاهمدت تا ۰.۳ واحد درصد افزایش دهد. با این حال، حتی کدهای هوشمند نیز برای اجرا به سرورها و انرژی (همان فولاد و برق) نیاز دارند.
چشمانداز میانمدت اقتصاد جهانی با رشد متوسط ۳.۱ درصدی برای سالهای ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۱، در مقایسه با میانگین ۳.۷ درصدی پیش از همهگیری، نشاندهنده دورانی از رشدهای کمرمق است. اقتصاد جهانی در حال تبدیل شدن به یک کارخانه فولادسازی در دوران جنگ است؛ جایی که کارایی جای خود را به امنیت داده و سودآوری فدای تابآوری میشود. برای جان سالم به در بردن از این دوران، رهبران اقتصادی چارهای جز پذیرش انضباط مالی سختگیرانه و اصلاحات ساختاری ندارند. فلز اقتصاد جهانی در حال آبدیده شدن است؛ فرایندی دردناک، اما برای بقا در عصر جدید، کاملاً ضروری.
منبع: ایراسین



