دهههاست که زنجیره تامین فلزات و کانیهای استراتژیک بر یک اصل ساده استوار بوده است؛ استخراج در ارزانترین نقطه، فروش در تشنهترین بازار. اما این دوران به پایان رسیده است. در حالی که شوکهای ژئوپلیتیک و دیوارهای تعرفهای ساختار تجارت بینالملل را پارهپاره کردهاند، مزیت رقابتی شرکتها از «کارایی هزینه» به «امنیت تامین» تغییر مسیر داده است. با جهش نزدیک به ۳۰ درصدی قیمت فلزات پایهای چون مس و آلومینیوم در پی اختلالات عرضه و سایه سنگین انحصار بر بازار ۶ میلیارد دلاری عناصر خاکی کمیاب، رهبران صنعتی در حال درک یک واقعیت تلخاند: قوانین بازی جدید اقتصاد، دیگر در بازارهای آزاد نوشته نمیشوند، بلکه در کوره سیاستهای صنعتی و امنیتی دولتها چکش میخورند.
اقتصاد جهانی در حال عبور از یک آزمون استرس تمامعیار است. در حالی که رشد اقتصادی به شکل شکنندهای تابآوری خود را حفظ کرده است، معماری تجارت بینالملل و زنجیرههای ارزش بهویژه در بخش معدن و فلزات اساسی در حال تغییر شکل ساختاری هستند. از منظر استراتژی رقابتی، ما دیگر با یک بازار آزاد جهانی روبهرو نیستیم؛ بلکه با شبکهای از زنجیرههای تامین قطعهقطعهشده مواجهیم که در آن، قدرت چانهزنی تامینکنندگان مواد حیاتی به بالاترین حد خود رسیده است.
انطباق در میان تنشها
تجارت جهانی در حال تجربه یک تغییر مسیر استراتژیک است، نه یک فروپاشی. شرکتها و رهبران صنعتی در حال بازطراحی زنجیرههای ارزش خود برای دور زدن تعرفهها و کاهش آسیبپذیریهای ژئوپلیتیک هستند.
- رشد اقتصادی و حجم تجارت: بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول، پیشبینی میشود تولید جهانی از ۳.۴ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۳.۱ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد و در سال ۲۰۲۷ به ۳.۲ درصد برسد.
- پویایی تجارت کالا و خدمات: رشد حجم تجارت جهانی از ۵.۱ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۲.۸ درصد در سال ۲۰۲۶ افت خواهد کرد، اما در سال ۲۰۲۷ به ۳.۸ درصد بازیابی میشود.
- بازآرایی مزیتهای رقابتی: نرخ موثر تعرفههای قانونی آمریکا به دلیل استفاده از معافیتها و توافقات، در سطح ۱۳.۵ درصد قرار دارد. در همین راستا، واردات آمریکا از چین به شدت کاهش یافته و این کاهش توسط کشورهایی نظیر تایوان، ویتنام و مکزیک جبران شده است.
تقاضای پایدار در برابر عرضه شکننده فلزات اساسی
برای بازیگران بزرگ صنایع پایه مانند فولاد و فلزات، امنیت تامین مواد اولیه به یک مزیت رقابتی کلیدی تبدیل شده است. اختلالات سمت عرضه نشان میدهد که چگونه شوکهای عملیاتی میتوانند به سرعت در سراسر زنجیره ارزش طنینانداز شوند.
- جهش قیمتها در بازار فلزات: شاخص قیمت فلزات پایه بین آگوست ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ رشد چشمگیر ۳۶.۶ درصدی را تجربه کرده است.
- شوکهای عرضه مس و آلومینیوم: قیمت مس به دلیل حوادث معدنی در شیلی و اندونزی ۲۹.۵ درصد افزایش یافت. در همین حال، قیمت آلومینیوم نیز در پی تعطیلی کارخانههای ذوب در ایسلند، موزامبیک و خاورمیانه با رشد ۲۹.۸ درصدی روبهرو شد.
- چشمانداز بازار: بازارهای آتی فلزات پایه نشاندهنده تداوم افزایش قیمتها در سال ۲۰۲۶ هستند که از تقاضای مقاوم در برابر عرضه محدود و شکننده حکایت دارد.
عناصر خاکی کمیاب (REEs)؛ اهرم انحصار و قدرت چانهزنی
شاید هیچ بخشی به اندازه بازار عناصر خاکی کمیاب، آسیبپذیری استراتژیک اقتصاد جهانی را نشان ندهد. در اینجا، یک بازیگر واحد تسلطی بیبدیل بر گلوگاههای پردازش و پالایش دارد که قدرت چانهزنی فوقالعادهای را در اختیار آن قرار میدهد.
- پارادوکس ارزش در زنجیره تامین: بازار عناصر خاکی کمیاب نسبتا کوچک است و ارزش اکسیدهای آن در سال ۲۰۲۴ حدود ۶ میلیارد دلار و آهنرباهای دائمی حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد میشود. با این حال، این عناصر در ۳۴ بخش از ۴۰۵ بخش اقتصاد آمریکا استفاده میشوند که ۲۳۳ میلیارد دلار (معادل ۰.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی) ارزش افزوده ایجاد میکنند.
- انحصار در حلقههای پردازش: چین با وجود اینکه سهم خود در استخراج عناصر سبک (LREEs) را به ۵۸ درصد کاهش داده است، همچنان ۹۳ درصد از ظرفیت پالایش فلزات را در اختیار دارد.
- تسلط مطلق بر عناصر سنگین: در زمینه عناصر سنگین (HREEs)، چین ۹۸ درصد از استخراج، ۹۷ درصد از جداسازی اکسیدها و ۹۵ درصد از پالایش فلزات جهان را در کنترل خود دارد.
- ریسکهای سیستماتیک: شبیهسازیها نشان میدهد که یک اختلال ۸۰ درصدی و مداوم در عرضه این عناصر میتواند تولید ناخالص داخلی آمریکا را ۱.۵ درصد کاهش دهد که به دلیل اثرات شبکهای زنجیره تامین، بسیار فراتر از ارزش مستقیم این صنایع است.
سیاست صنعتی و استراتژی کاهش ریسک
بازگرداندن زنجیرههای تامین به داخل مرزها نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم و پذیرش هزینههای کاهش کارایی است. در یک رویکرد عملگرایانه، دولتها به جای قطع کامل روابط، به دنبال تنوعبخشی و خرید بیمه در برابر شوکهای زنجیره تامین هستند. برای آنکه آمریکا تا سال ۲۰۳۵ تنها به سطح ۲۵ درصد خودکفایی در پردازش عناصر خاکی کمیاب برسد، یارانههای سرمایهگذاری یکجانبه باید ۷۷.۲ درصد از کل هزینههای سرمایهگذاری را پوشش دهند. این سطح از مداخله، هزینهای معادل ۱.۱۹ میلیارد دلار طی یک دهه اول برای دولت آمریکا به همراه خواهد داشت. اعطای یارانههای سرمایهگذاری برای ایجاد ظرفیتهای جدید، از نظر مالی بسیار کارآمدتر از تعیین کف قیمتی در بازار است. اجرای همزمان سیاستهای حمایتی توسط چندین کشور واردکننده، میتواند بار مالی را توزیع کرده و به شکل مقرونبهصرفهتری ریسکهای زنجیره تامین را کاهش دهد.
منبع: ایراسین



