جستجو

تحولات بازار جهانی فولاد و افزایش رقابت در تجارت مواد اولیه، توجه تولیدکنندگان را بیش از گذشته به بازارهای صادراتی گندله جلب کرده است. کیوان جعفری‌طهرانی، تحلیلگر ارشد بین‌المللی بازار فولاد از چین، عمان و هند به‌عنوان سه مقصد استراتژیک صادرات گندله ایران نام می‌برد و در عین حال به چالش‌هایی مانند محدودیت‌های لجستیکی، سیاست‌های تجاری و الزامات کیفی در این بازارها اشاره می‌کند.


در سال‌های اخیر، تحولات بازار جهانی فولاد و تغییر در نقشه راه تجارت مواد اولیه این صنعت، اهمیت بازارهای صادراتی برای محصولات زنجیره فولاد از جمله گندله را بیش از گذشته برجسته کرده است. افزایش رقابت میان تولیدکنندگان، تغییر الگوی مصرف مواد اولیه در صنایع فولادسازی و شکل‌گیری کریدورهای جدید تجاری باعث شده کشورهای تولیدکننده برای حفظ و توسعه سهم خود در بازارهای منطقه‌ای و جهانی، استراتژی‌های صادراتی دقیق‌تری طراحی کنند.

در این میان، ایران به پشتوانه ذخایر قابل توجه سنگ‌آهن و توسعه ظرفیت‌های گندله‌سازی در سال‌های اخیر، به یکی از تأمین‌کنندگان مهم این محصول در منطقه تبدیل شده است. با این حال، تعیین بازارهای هدف پایدار، توجه به شاخص‌های کیفی مورد نظر خریداران و همچنین مدیریت چالش‌هایی مانند محدودیت‌های لجستیکی، تحریم‌ها و نوسانات سیاست‌های تجاری، از جمله عواملی است که می‌تواند مسیر صادرات گندله ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، تحولات اخیر در داخل کشور نیز بر معادلات این بازار بی‌تأثیر نبوده است. آسیب‌هایی که در جریان جنگ تحمیلی اخیر به بخشی از زیرساخت‌های صنعتی از جمله مجتمع فولاد مبارکه وارد شد، موضوع مدیریت موجودی مواد اولیه، برنامه‌های صادراتی و تنظیم بازار داخلی محصولات زنجیره فولاد را بیش از پیش در کانون توجه قرار داده است.

در چنین شرایطی، بررسی این پرسش اهمیت پیدا می‌کند که در چارچوب تحولات جدید بازار جهانی فولاد، کدام کشورها می‌توانند به‌عنوان استراتژیک‌ترین مقاصد صادراتی گندله ایران مطرح باشند و چه عواملی آینده حضور ایران در این بازارها را تعیین خواهد کرد؛ موضوعی که در گفت‌وگویی با کیوان جعفری‌طهرانی، تحلیلگر ارشد بین‌المللی بازار فولاد مورد بررسی قرار گرفته است.

اگر بخواهیم از منظر بازارهای صادراتی به گندله ایران نگاه کنیم، در حال حاضر کدام کشورها را می‌توان مهم‌ترین مقاصد هدف برای صادرات این محصول دانست؟

کیوان جعفری‌طهرانی: در شرایط فعلی، چین، عمان و هند را باید در زمره استراتژیک‌ترین بازارهای هدف برای صادرات گندله ایران دانست. هر یک از این بازارها به دلایل متفاوت ظرفیت مهمی برای جذب گندله باکیفیت ایران دارند و در سال‌های اخیر نیز در معادلات صادراتی این محصول نقش قابل توجهی داشته‌اند.

وضعیت بازار گندله در منطقه خلیج فارس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جعفری‌طهرانی: در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، بحرین و عمان به دلیل حضور واحدهای بزرگ گندله‌سازی اهمیت ویژه‌ای در معادلات منطقه‌ای این محصول دارند. برای مثال، شرکت بحرین استیل (GIIC سابق) یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان گندله در منطقه محسوب می‌شود که دارای دو فاز تولیدی است؛ یک فاز قدیمی‌تر و یک فاز جدیدتر که با تکنولوژی آلیس چارمرز راه‌اندازی شده است.

مجموع ظرفیت اسمی این دو فاز حدود ۱۱ میلیون تن در سال برآورد می‌شود، هرچند این شرکت در سال‌های گذشته با چالش تأمین خوراک مواجه بوده است. با این حال، در سال ۲۰۲۲ برای حل این مشکل قراردادهای بلندمدت ۲۰ ساله‌ای با دو شرکت بزرگ معدنی در برزیل منعقد کرد؛ یکی با آنگلو آمریکن و دیگری با شرکت CSN.

این قراردادها باعث شد مشکل تأمین مواد اولیه تا حد زیادی برطرف شود و بحرین استیل توانست در سال ۲۰۲۵ تولیدی در حدود ۱۲ میلیون تن گندله را به ثبت برساند که حتی از ظرفیت اسمی این مجموعه نیز بیشتر است.

وضعیت عمان در این بازار چگونه است؟

جعفری‌طهرانی: در عمان نیز شرکت واله عمان که در واقع بازوی عملیاتی شرکت Vale برزیل در منطقه محسوب می‌شود و در بندر صحار مستقر است، یکی از بازیگران مهم بازار گندله در منطقه خلیج فارس به شمار می‌رود. این مجموعه دارای دو فاز تولیدی است و مجموع ظرفیت اسمی آن حدود ۹ میلیون تن در سال برآورد می‌شود. با این حال، این شرکت در سال ۲۰۲۵ عملکردی پایین تر از ظرفیت اسمی داشته و حدود ۸.۷۲ میلیون تن گندله تولید کرده است؛ یعنی نزدیک به ۲۸۰ هزار تن زیر ظرفیت اسمی.

در مجموع، اگر تولید این دو شرکت یعنی بحرین استیل و واله عمان را در نظر بگیریم، می‌بینیم که آن‌ها در سال گذشته حدود ۲۰.۷ میلیون تن گندله تولید کرده‌اند. این عدد نشان می‌دهد بازار گندله در منطقه خلیج فارس بازاری بسیار رقابتی اما در عین حال عمیق و دارای ظرفیت بالاست.نکته جالب این است که با وجود حضور مستقیم شرکت بزرگ واله در این کشور، گندله ایران همچنان به دلیل کیفیت مناسب و عیار مطلوب مورد توجه فولادسازان عمانی قرار دارد. به‌ویژه شرکت جیندال هند از جمله خریدارانی است که علاقه‌مند به استفاده از گندله ایران است. این موضوع نشان می‌دهد که مزیت کیفی گندله ایران می‌تواند حتی در کنار حضور تولیدکنندگان بزرگ جهانی نیز مزیت رقابتی ایجاد کند.

در میان مقاصد صادراتی ایران، نقش چین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جعفری‌طهرانی: چین همچنان مهم‌ترین بازار صادراتی گندله ایران محسوب می‌شود و سال‌هاست یکی از اصلی‌ترین خریداران این محصول است. با توجه به حجم بالای واردات مواد اولیه زنجیره فولاد توسط چین، این کشور همچنان بازاری بزرگ، پایدار و راهبردی برای گندله ایران به شمار می‌رود و تقاضا برای گندله ایرانی در بازار چین همچنان مطلوب است.

درباره بازار هند چه نکاتی قابل توجه است؟

جعفری‌طهرانی: حدود یک سال است که هند نیز به جمع خریداران گندله ایران اضافه شده است. این در حالی است که خود هند از تولیدکنندگان و حتی صادرکنندگان گندله محسوب می‌شود. اما نکته مهم در این میان تفاوت کیفیت گندله‌هاست. عیار بخش قابل توجهی از گندله هند حدود ۶۳.۵ درصد است، در حالی که گندله ایران عمدتاً عیاری بالاتر از ۶۵ درصد دارد. همین تفاوت باعث می‌شود برخی فولادسازان هندی برای افزایش بهره‌وری در فرآیند تولید فولاد به استفاده از گندله وارداتی ایران تمایل داشته باشند.
البته بازار هند یک محدودیت مهم هم دارد و آن سقف مجاز فسفر در گندله وارداتی است. میزان فسفر گندله صادراتی به هند باید حداکثر ۰.۰۳۵ درصد باشد.

همه تولیدات ایران امکان ورود به بازار هند را ندارند. بخشی از گندله تولیدی کشور به‌ویژه در برخی معادن استان‌های یزد، طبس و حتی بخشی از تولیدات کرمانشاه به دلیل بالاتر بودن میزان فسفر با محدودیت مواجه هستند.
در مقابل، گندله‌هایی که در مناطقی مانند سنگان، سیرجان و حتی استان همدان تولید می‌شوند، در صورت رعایت این استاندارد می‌توانند به بازار هند صادر شوند. بنابراین بازار هند برای ایران بازاری هدفمند و گزینشی است و موفقیت در آن نیازمند تفکیک دقیق منابع تولید بر اساس شاخص‌های کیفی است.

از نظر شاخص‌های فنی، کیفیت گندله ایران در چه سطحی قرار دارد؟

جعفری‌طهرانی: از نظر شاخص‌های کیفی، گندله ایران در بسیاری از موارد در سطح قابل قبول و حتی رقابتی در بازارهای جهانی قرار دارد. در مورد فسفر، حساسیت‌هایی وجود دارد که عمدتاً مربوط به بازار هند است، در حالی که در سایر بازارها حساسیت کمتری دیده می‌شود. از طرف دیگر، میزان گوگرد در گندله‌های ایرانی عموماً پایین است و از این نظر نگرانی خاصی برای خریداران وجود ندارد.از نظر شاخص مقاومت فشاری یا CCS نیز عملکرد گندله‌های ایرانی مناسب است. در بسیاری از موارد مقدار CCS بالاتر از ۲۵۰ است و حتی در برخی تولیدات به حدود ۲۷۰ نیز می‌رسد که نشان‌دهنده استحکام مکانیکی مطلوب این محصول است. همچنین شاخص‌های Abrasion Index و Tumbler Index نیز عموماً در محدوده مطلوب قرار دارند.

نقش کیفیت کنسانتره در تولید گندله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جعفری‌طهرانی: کیفیت کنسانتره مورد استفاده در گندله‌سازی نقش بسیار مهمی در کیفیت محصول نهایی دارد. کنسانتره باید از نظر پارامترهای شیمیایی و فیزیکی در سطح استاندارد و مناسب قرار داشته باشد. خوشبختانه در بسیاری از واحدهای گندله‌سازی کشور، کنسانتره‌های مورد استفاده از کیفیت مناسبی برخوردارند و همین موضوع باعث می‌شود گندله تولیدی نیز کیفیت مطلوبی داشته باشد.

اگر مسیر صادرات را از مرحله تولید تا اسکله بررسی کنیم، مهم‌ترین گلوگاه‌های این مسیر کجاست؟

جعفری‌طهرانی: به نظر من گلوگاه اصلی صادرات در محدوده بنادر و اسکله‌های کشور قرار دارد. یکی از معضلات اساسی ترافیک بالای بنادر به‌ویژه در اسکله شهید رجایی است. در بسیاری از مواقع حتی در شرایط عادی، کشتی‌ها بین ۲۰ تا ۳۰ روز در صف پهلوگیری قرار می‌گیرند؛ چه برای بارگیری گندله، سنگ‌آهن، کنسانتره، شمش فولاد، سنگ گچ، کلینکر و غیره. این تأخیرها هزینه‌های سنگین دموراژ را به همراه دارد و همین مسئله قیمت تمام‌شده صادراتی را افزایش داده و رقابت‌پذیری کالاهای ایرانی را کاهش می‌دهد. البته مشکلاتی مانند فرسودگی جاده‌ها، محدودیت‌های حمل‌ونقل ریلی و ضعف در لجستیک نیز وجود دارد، اما در حال حاضر گلوگاه بنادر اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

نقش سیاست‌گذاری‌ها در مشکلات صادرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جعفری‌طهرانی: یکی از معضلات مهم صادرات، قوانین و بخشنامه‌های خلق‌الساعه است. گاهی تصمیماتی مانند وضع عوارض صادراتی یا محدودیت‌های ناگهانی باعث می‌شود قیمت تمام‌شده صادراتی دیگر مقرون‌به‌صرفه نباشد. در تجارت بین‌الملل، ثبات در مقررات اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی خریدار خارجی احساس کند ممکن است در میانه قرارداد با محدودیت صادراتی مواجه شود، ترجیح می‌دهد به سمت تأمین‌کنندگان دیگر برود.

برخی پیشنهاد تهاتر گندله با محصولات فولادی مانند اسلب را مطرح می‌کنند. آیا این روش عملی است؟

جعفری‌طهرانی: در شرایط فعلی چنین مدل‌هایی چندان عملی نیست. خریدار گندله الزاماً صادرکننده اسلب نیست و حتی اگر هم باشد ممکن است قیمت و زمان تحویل محصولات با یکدیگر همخوانی نداشته باشد. به نظر من بهتر است تجارت هر محصول به‌صورت مستقل انجام شود؛ یعنی گندله به خریداران گندله فروخته شود و اسلب یا ورق نیز در بازار مربوط به خود معامله شود.

بعد از حادثه‌ای که رخ داد، مقداری از گندله فولاد مبارکه در دپوی اصفهان انباشته شده است. همچنین بخشی از گندله‌های این شرکت در گل‌گهر سیرجان و گهرزمین قرار دارد. برای گندله‌های موجود در گل‌گهر و گهرزمین برنامه‌هایی برای صادرات در نظر گرفته شده است، اما درباره گندله موجود در اصفهان هنوز بررسی‌ها ادامه دارد و تصمیم نهایی برای صادرات یا مصرف داخلی آن گرفته نشده است. همچنین تحریم‌ها یکی از موانع اصلی هستند. نبود سیستم بانکی بین‌المللی، محدودیت دسترسی به سوئیفت و مشکلات نقل‌وانتقال مالی باعث می‌شود اجرای مدل‌های تهاتری یا معاملات پیچیده بسیار دشوار شود.

در نهایت چشم‌انداز صادرات گندله ایران را چگونه می‌بینید؟

جعفری‌طهرانی: با وجود رقابت بالا در بازار منطقه، ایران به پشتوانه کیفیت مناسب گندله، موقعیت جغرافیایی مطلوب و دسترسی به بازارهای دریایی همچنان ظرفیت بالایی برای توسعه صادرات این محصول دارد. در شرایط فعلی نیز چین به‌عنوان بازار بزرگ و باثبات، عمان به‌عنوان بازار منطقه‌ای با تقاضای مستمر و هند به‌عنوان بازاری نوظهور اما حساس از نظر شاخص‌های کیفی، مهم‌ترین مقاصد صادراتی گندله ایران به شمار می‌روند.

منبع: ایراسین

لازم به ذکر است مسئولیت حقوقی تمامی محتواهای تولیدی معدن‌مدیا به عهده رسانه «نوآوران معدن» با شناسه مجوز 88190 می‌باشد؛ سایر محتواهای درج‌شده بازنشر و با ذکر منبع است.