این گزارش با ترسیم تصویری از بازار جهانی عناصر کمیاب، بر یک واقعیت کلیدی تأکید میکند: این صنعت با نوعی عدمتقارن ساختاری روبهروست؛ عدمتقارنی که نهتنها از پراکندگی نامتوازن ذخایر، بلکه از تمرکز شدید ظرفیتهای استخراج، فرآوری و پالایش در چین ناشی میشود. همین تمرکز، زنجیره تامین جهانی را در برابر شوکهای سیاسی و تجاری آسیبپذیر کرده و جهان را از منطق کارایی مبتنی بر بازار آزاد به سمت تابآوری مبتنی بر امنیت ملی سوق داده است. در چنین فضایی، محدودیتهای صادراتی چین بر عناصر خاکی کمیاب و محصولات پاییندستی آن، بهمثابه هشداری جدی برای صنایع خودروسازی، هوافضا، دفاعی و دیجیتال در اقتصادهای بزرگ جهان تلقی میشود.
در شرایطی که اقتصاد جهانی با شتابی فزاینده به سمت انرژیهای پاک، کربنزدایی صنعتی و توسعه فناوریهای پیشرفته حرکت میکند، دسترسی پایدار به مواد معدنی حیاتی به یکی از محورهای اصلی امنیت اقتصادی کشورها تبدیل شده است. در این میان، عناصر خاکی کمیاب به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد فیزیکی و شیمیایی خود، جایگاهی راهبردی در زنجیره تولید فناوریهای نوین یافتهاند. از آهنرباهای دائمی و توربینهای بادی گرفته تا موتور خودروهای برقی، سامانههای دفاعی پیشرفته و زیرساختهای پردازشی هوش مصنوعی همگی به این عناصر وابسته اند.
توزیع جهانی؛ فراوانی زمینشناختی، تمرکز صنعتی
برخلاف نام این عناصر، عناصر خاکی کمیاب در پوسته زمین چندان نادر نیستند؛ مسئله اصلی، اقتصادیبودن استخراج و توان فرآوری آنها است. برآوردهای سال ۲۰۲۵ سازمان زمینشناسی آمریکا نشان میدهد ذخایر شناختهشده جهانی این عناصر به حدود ۹۱.۹ میلیون تن میرسد. با این حال، بخش بزرگی از این ذخایر در معدود کشورها متمرکز شده است؛ بهگونهای که تنها ۶ کشور نخست، نزدیک به ۸۰ درصد ذخایر جهانی را در اختیار دارند.
در این میان، چین با در اختیار داشتن حدود ۴۴ میلیون تن، یعنی نزدیک به نیمی از ذخایر جهان، در موقعیت ممتاز ژئولوژیک قرار دارد. این برتری، پایه اصلی حکمرانی پکن در حلقههای میانی و پایانی زنجیره ارزش، بهویژه در پالایش و تولید مگنتهای پیشرفته، محسوب میشود. این تمرکز، به چین امکان داده تا کنترل قابلتوجهی بر فناوریهایی چون موتورهای الکتریکی، توربینهای بادی و تلفنهای هوشمند اعمال کند.
برزیل در تنگنای زیرساخت
برزیل با حدود ۲۱ میلیون تن ذخیره و سهمی نزدیک به ۲۳ درصد از ذخایر جهانی در رتبه دوم قرار گرفته است؛ جایگاهی که این کشور را به یکی از بازیگران بالقوه تغییردهنده موازنه در سالهای پیشرو تبدیل میکند. ذخایر برزیل بهویژه از نوع خاکرسهای یونی هستند که از منظر فنی و متالورژیکی ظرفیت بالایی برای توسعه دارند، اما هنوز زیرساخت صنعتی لازم برای تبدیل این مزیت به قدرت واقعی شکل نگرفته است.
کشورهایی مانند هند، استرالیا و روسیه نیز در فهرست دارندگان ذخایر مهم قرار دارند، هرچند چالشهای فناورانه، سرمایهگذاری و زیرساختی، مانع از بالفعلشدن مزیت آنها شده است. این کشورها از منظر زمینشناسی در موقعیت مطلوبی قرار دارند، اما عدم وجود زنجیره ارزش کامل، آنها را از ایفای نقش تعیینکننده در بازار جهانی بازداشته است.
قدرت واقعی کجاست؟
در سوی دیگر، ایالات متحده با وجود برخورداری از تنها حدود ۲ درصد از ذخایر جهانی، وابستگی سنگینی به واردات این مواد دارد؛ وابستگیای که آسیبپذیری راهبردی واشینگتن در برابر پکن را بیش از پیش آشکار میکند. برای صنعتی که بر خودروهای برقی، هوافضا، نیمههادیها و صنایع دفاعی متکی است، این شکاف به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شده است.
با این حال، ژئواکونومی عناصر خاکی کمیاب تنها با تکیه بر ذخایر زیرزمینی تعریف نمیشود؛ آنچه قدرت واقعی را تعیین میکند، توان استخراج و تجاریسازی است. دادههای تولید معدنی سال ۲۰۲۴ نشان میدهد چین نهفقط در ذخایر، بلکه در تولید نیز موقعیت مسلط خود را تثبیت کرده است. این کشور با استخراج حدود ۲۷۰ هزار تن، فاصلهای معنادار با دیگر تولیدکنندگان ایجاد کرده است.
شکاف میان معدن و بازار
در مقابل، ایالات متحده با وجود تلاش برای احیای ظرفیت معدنMountain Pass ، تنها حدود ۴۵,۸۵۵ تن تولید ثبت کرده است. استرالیا و تایلند هر یک با ۱۳ هزار تن در رتبههای بعدی قرار دارند و هند و روسیه نیز با وجود ذخایر قابل توجه، تولیدی محدود و بهترتیب در سطح ۲,۹۰۰ تن و ۲,۵۰۰ تن داشتهاند.
اما شاید قابلتوجهترین شکاف مربوط به برزیل باشد چراکه تنها ۲۰ تن تولید ثبت کرده است. این فاصله نشان میدهد که داشتن منابع خام، بدون زنجیره فرآوری، فناوری استخراج و سیاست صنعتی هدفمند، بهتنهایی مزیت ژئواکونومیک ایجاد نمیکند.
میدان رقابت از معدن تا پالایش
آنچه از دادههای موجود برمیآید، این است که بازار عناصر خاکی کمیاب دیگر صرفاً یک بازار معدنی نیست، بلکه به یکی از میدانهای اصلی رقابت ژئواکونومیک جهان تبدیل شده است. چین با تکیه بر برتری همزمان در ذخایر، تولید و فرآوری، نقش تعیینکنندهای در زنجیره تامین جهانی ایفا میکند؛ در مقابل، کشورهای دارای ذخایر بالا اما فاقد ظرفیت صنعتی، همچنان در مرحله بالقوه باقی ماندهاند. از این رو، آینده این بازار نه در معدن، بلکه در فناوری فرآوری، سرمایهگذاری صنعتی، تنوعبخشی زنجیره تامین و کاهش وابستگی راهبردی رقم خواهد خورد.
منبع: ایراسین



