اختصاصی معدن مدیا؛
اندیشکده آمریکایی اقتصاد انرژی و تحلیل مالی اعلام کرد بیاچپی باید در راهبرد کربنزدایی فولاد، تمرکز بیشتری بر فناوریهای احیای مستقیم داشته باشد و اتکای خود به جذب، استفاده و ذخیرهسازی کربن در مسیر فولادسازی مبتنی بر کورهبلند را کاهش دهد.
بر اساس این گزارش، انتصاب برندون کریگ بهعنوان مدیرعامل جدید بیاچپی از اول ژوئیه، میتواند فرصتی برای بازنگری جدی در رویکرد این شرکت نسبت به فناوریهای فولادسازی و زغالسنگ متالورژیکی باشد. اندیشکده اقتصاد انرژی و تحلیل مالی معتقد است راهبرد فعلی بیاچپی در حوزه کربنزدایی، با روندهای جهانی فولاد کمکربن همخوانی کافی ندارد و این شرکت در مقایسه با برخی دیگر از تولیدکنندگان بزرگ سنگآهن، در حمایت از مسیرهای نوین کربنزدایی عقب مانده است.
طبق این گزارش، انتشار غیرمستقیم بیاچپی در دامنه سه، علاوه بر سطح بالا، روندی افزایشی داشته و در سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۷۸ میلیون تن رسیده است. دامنه سه به انتشارهایی گفته میشود که مستقیماً در عملیات شرکت رخ نمیدهد، اما در زنجیره ارزش آن، از جمله در مصرف محصولات فروختهشده، ایجاد میشود.
این اندیشکده میگوید بیاچپی با وجود تاکید بر نقش خود در حمایت از فولاد کمانتشار، همچنان از فناوریهایی پشتیبانی میکند که میتواند استفاده از سنگآهن مناسب کورهبلند و زغالسنگ متالورژیکی را برای مدت طولانیتری ادامه دهد. یکی از مهمترین این مسیرها، جذب، استفاده و ذخیرهسازی کربن در فولادسازی مبتنی بر کورهبلند است.
با این حال، گزارش نسبت به اتکا به این فناوری تردید جدی دارد. طبق ارزیابی اندیشکده اقتصاد انرژی و تحلیل مالی، در حال حاضر هیچ واحد تجاری بزرگمقیاسی برای جذب و ذخیره کربن در فولادسازی مبتنی بر زغالسنگ متالورژیکی فعال نیست. هزینه بالا، نرخ نسبتاً پایین جذب کربن، چالشهای حملونقل و ابهام درباره ذخیرهسازی بلندمدت کربن از جمله محدودیتهای این مسیر عنوان شده است.
در این گزارش همچنین تاکید شده است که جذب و ذخیره کربن، مسئله انتشار متان از معادن زغالسنگ را حل نمیکند؛ موضوعی که به یکی از نگرانیهای مهم سرمایهگذاران در زنجیره زغالسنگ تبدیل شده است. از این منظر، نقد اصلی به بیاچپی فقط به فناوری فولادسازی محدود نمیشود، بلکه کل زنجیره وابسته به زغالسنگ متالورژیکی را دربر میگیرد.
گزارش به پروژه Steelanol شرکت آرسلورمیتال در بلژیک نیز اشاره کرده است؛ پروژهای که با وجود دریافت حمایت مالی قابل توجه، سالانه حدود ۱۲۵ هزار تن کربن جذب میکند، در حالی که انتشار سالانه کارخانه فولاد مربوطه حدود ۹ میلیون تن برآورد شده است. این مقایسه از نگاه گزارش نشان میدهد که ظرفیت فعلی پروژههای جذب کربن در فولادسازی، فاصله زیادی با مقیاس واقعی انتشار این صنعت دارد.
در مقابل، فناوری احیای مستقیم بهعنوان یکی از پیشرفتهترین مسیرهای کوتاهمدت برای کاهش انتشار در فولادسازی اولیه معرفی شده است. این فناوری، بهویژه در صورت استفاده از هیدروژن یا گاز کمکربن، میتواند وابستگی تولید فولاد به زغالسنگ متالورژیکی را کاهش دهد و مسیر متفاوتی برای تولید فولاد کمکربن ایجاد کند.
بیاچپی هماکنون در چند پروژه مرتبط با احیای مستقیم مشارکت دارد. یکی از این پروژهها، نئواسمِلت است که ترکیبی از احیای مستقیم و کوره ذوب الکتریکی را بررسی میکند و هدف آن استفاده از سنگآهن منطقه پیلبارا در مسیرهای کمکربنتر تولید فولاد است. تصمیم نهایی سرمایهگذاری این پروژه برای نیمه دوم ۲۰۲۶ پیشبینی شده و آغاز عملیات تجاری آن برای سال ۲۰۲۹ هدفگذاری شده است.
این گزارش همچنین به همکاریهای بیاچپی با شرکتهایی مانند چاینا بائوو و پوسکو در زمینه احیای مستقیم مبتنی بر هیدروژن اشاره کرده و نتیجه گرفته است که پیشرفت این شرکت در فناوریهای احیای مستقیم، از مسیر جذب و ذخیره کربن قابل توجهتر بوده است. همکاری با پوسکو در فناوری HyREX و آزمایشهای مرتبط با احیای مستقیم هیدروژنی، از جمله نمونههایی است که در این زمینه مورد اشاره قرار گرفتهاند.
بخش دیگری از گزارش به آینده تقاضای زغالسنگ متالورژیکی اختصاص دارد. اندیشکده اقتصاد انرژی و تحلیل مالی معتقد است رشد تولید فولاد در هند لزوماً به معنای افزایش بلندمدت تقاضا برای زغالسنگ متالورژیکی استرالیا نیست؛ زیرا هند همزمان در حال متنوعسازی منابع وارداتی زغالسنگ، افزایش تولید داخلی، توسعه بازیافت فولاد و سرمایهگذاری در فناوریهای کمکربنتر است.
طبق این تحلیل، هند برای تقویت امنیت انرژی خود در حال کاهش وابستگی به مواد اولیه استرالیاست و بخشی از رشد آینده واردات زغالسنگ متالورژیکی این کشور میتواند از مسیرهایی مانند روسیه و کانادا تامین شود. همچنین توسعه فناوریهایی مانند شارژ فشرده زغالسنگ، پروژههای احیای مستقیم مبتنی بر هیدروژن و سرمایهگذاری در کورههای قوس الکتریکی مبتنی بر قراضه، میتواند مسیر مصرف مواد اولیه در صنعت فولاد هند را تغییر دهد.
در کنار این موارد، گزارشهایی از کند شدن برخی برنامههای کربنزدایی بیاچپی در واحدهای سنگآهن استرالیای غربی نیز منتشر شده است. از جمله، تعویق پروژه احداث نیروگاه خورشیدی و سامانه ذخیرهسازی باتری در معدن جیمبلبار، تأخیر در یک پروژه ۵۰۰ مگاواتی خورشیدی، بادی و باتری، و کنار گذاشتن طرح احداث یک واحد فرآوری سنگآهن کمانتشار، این پرسش را پررنگتر کرده که آیا راهبرد اقلیمی این شرکت با ادعاهای آن درباره نقشآفرینی در فولاد کمکربن همراستا است یا نه.
در جمعبندی این گزارش تاکید شده است که بیاچپی باید شفافیت بیشتری درباره آینده پرتفوی زغالسنگ متالورژیکی خود ارائه کند، سرمایهگذاری در فناوریهای سازگار با احیای مستقیم را افزایش دهد و راهبرد خود را با تغییر مسیر فناوریهای فولادسازی، شرایط جدید بازار و الزامات بلندمدت کربنزدایی هماهنگتر کند.



