ضایعات فلزی در اقتصاد کمکربن جهان از یک پسماند کمارزش به مادهای راهبردی تبدیل شدهاند؛ روندی که با گسترش فولادسازی کوره قوس الکتریکی و تشدید محدودیتهای صادراتی، رقابت بر سر ضایعات باکیفیت را افزایش داده است.
صنعت جهانی بازیافت فلزات در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ ضایعات فلزی که تا سالها بهعنوان پسماندی کمارزش و حاصل فعالیتهای صنعتی شناخته میشد، اکنون به یکی از منابع راهبردی اقتصاد کمکربن تبدیل شده است. تشدید سیاستهای کربنزدایی و حرکت اقتصادهای بزرگ به سمت هدف انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰، تقاضا برای ضایعات باکیفیت را افزایش داده و همزمان دولتها را به سمت محدود کردن صادرات این مواد و تقویت منابع داخلی سوق داده است.
موتور اصلی این تحول، تغییر تدریجی مسیر تولید فولاد از کوره بلند و کنورتور اکسیژنی یا BF-BOF به کورههای قوس الکتریکی یا EAF است. کورههای بلند برای تولید فولاد به مقادیر بالایی از سنگآهن بکر و زغالسنگ متالورژی نیاز دارند و معمولاً تنها ۱۵ تا ۳۰ درصد ضایعات را در خوراک خود جذب میکنند. در مقابل، کورههای قوس الکتریکی عمدتاً بر ضایعات آهنی بازیافتی متکی هستند و میتوانند تا ۹۰ تا ۱۰۰ درصد خوراک خود را از مواد بازیافتی تأمین کنند.
همین تغییر باعث شده ضایعات فلزی از یک کالای عادی در تجارت جهانی به یک ماده اولیه راهبردی تبدیل شود. کشورهای مختلف بهتدریج دریافتهاند که دسترسی به منابع داخلی، پایدار و باکیفیت ضایعات، یکی از پیششرطهای رقابتپذیری در تولید فلزات سبز است. نتیجه این روند، شکلگیری موجی از سیاستهای حمایتی و محدودیتهای تجاری است که تجارت جهانی ضایعات را از یک بازار نسبتاً آزاد به بازاری با نظارت شدید، الزامات فنی پیچیده و محدودیتهای فزاینده تبدیل کرده است.
اروپا بهدنبال حفظ ضایعات در داخل
اتحادیه اروپا که در گذشته یکی از بزرگترین صادرکنندگان ضایعات فلزی جهان بود، اکنون در حال حرکت به سمت محدود کردن جریان خروجی این مواد است. این منطقه در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۵.۱ میلیون تن پسماند به ارزش ۱۸.۵ میلیارد یورو صادر کرد و در سال ۲۰۲۱ نیز صادرات ضایعات آهنی آن به ۱۹.۵ میلیون تن رسید. با این حال، مقررات جدید میتواند این جریان را بهطور محسوسی کاهش دهد.
مقررات بازنگریشده انتقال پسماند اتحادیه اروپا که در مارس ۲۰۲۴ تصویب شد و قرار است از مه ۲۰۲۷ وارد مرحله اجرایی صادراتی شود، موانع فنی قابل توجهی برای انتقال پسماندهای غیرخطرناک به کشورهای خارج از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ایجاد میکند. بر اساس این مقررات، صادرات تنها در صورتی مجاز خواهد بود که کشور مقصد، توانایی خود برای مدیریت زیستمحیطی پسماند را با ارائه مستندات رسمی اثبات کند. همزمان، صادرات پسماند پلاستیکی به کشورهای غیرعضو OECD از ۲۱ نوامبر ۲۰۲۶ ممنوع خواهد شد.
برنامه اقدام فولاد و فلزات اتحادیه اروپا نیز با هدف تضمین دسترسی صنعت داخلی به ضایعات، بررسی موانع تجاری بیشتر را در دستور کار قرار داده است. انجمن فولاد اروپا، یورفر، با نگرانی از آنچه «خروج ضایعات» مینامد، معتقد است خرید ضایعات ممتاز توسط بازیافتکنندگان خارجی میتواند عرضه مورد نیاز فولادسازان اروپایی را کاهش دهد؛ بهویژه در شرایطی که ظرفیت کورههای قوس الکتریکی اروپا قرار است حدود ۶۰ درصد افزایش یابد. در مقابل، نهادهایی مانند BIR و EuRIC هشدار دادهاند که محدودیت صادرات میتواند قیمتهای منطقهای را کاهش دهد، تجارت چرخهای جهانی را مختل کند و انگیزه جمعآوری ضایعات را کاهش دهد.
اجرای مرحله قطعی سازوکار تعدیل مرزی کربن یا CBAM از ژانویه ۲۰۲۶ و الزام آینده «ذوب و ریختهگری» نیز بر پیچیدگی تجارت فولاد افزوده است. مقررات جدید به ردیابی دقیق کشور محل ذوب اولیه فولاد وارداتی نیاز دارد.
آمریکا در جستوجوی خوراک باکیفیت
آمریکا یکی از فعالترین بازارهای ضایعات فلزی جهان است و همزمان هم صادرکننده بزرگ و هم واردکننده رقابتی محسوب میشود. صنعت بازیافت این کشور در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۲۷.۷ میلیارد دلار مواد بازیافتی صادر کرد. با این حال، تولیدکنندگان فلزات اولیه در تلاشاند محدودیتهایی برای صادرات برخی ضایعات باارزش اعمال شود.
انجمن آلومینیوم آمریکا خواستار ممنوعیت صادرات قوطیهای نوشیدنی دستدوم یا UBC به خارج از آمریکای شمالی شده است. این درخواست در شرایطی مطرح میشود که آمریکا با کسری سالانه حدود ۳.۵ میلیون تن آلومینیوم خام مواجه است. استدلال این انجمن آن است که حفظ این ضایعات در داخل کشور میتواند بخشی از شکاف عرضه را پوشش دهد؛ زیرا بازیافت آنها تنها حدود ۵ درصد انرژی مورد نیاز برای تولید آلومینیوم اولیه از بوکسیت را مصرف میکند.
در بخش فولاد نیز انجمن تولیدکنندگان فولاد آمریکا برآورد کرده است که سهم کورههای قوس الکتریکی از کل تولید فولاد این کشور تا سال ۲۰۴۰ به ۹۰ درصد برسد؛ موضوعی که وابستگی صنعت به ذخایر داخلی ضایعات فولادی را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
چین؛ استانداردهای سختگیرانه برای ضایعات باکیفیت
چین پس از اجرای سیاست «National Sword» در سال ۲۰۱۸ و ممنوعیت واردات پسماندهای جامد تفکیکنشده، در سالهای اخیر قوانین خود را برای واردات فلزات ثانویه باکیفیت بازتنظیم کرده است. بر اساس استانداردهای وزارت محیط زیست و محیطزیست چین که از نوامبر ۲۰۲۴ اجرایی شده، مس و آلومینیوم بازیافتی واجد شرایط دیگر در گروه پسماند جامد قرار نمیگیرند و میتوانند بدون سهمیه وارد شوند.
با این حال، الزامات کیفی چین بسیار سختگیرانه است. ضایعات مس شماره یک و دو باید دستکم ۹۷ درصد مس داشته باشند، گرههای مسی حداقل ۹۸ درصد خلوص و آلومینیوم بازیافتی حداقل ۹۱ درصد آلومینیوم فیزیکی داشته باشد. میزان ناخالصیهای غیرفلزی نیز در همه گروهها به ۰.۸ درصد محدود شده است.
این استانداردهای سختگیرانه موجب شده خریداران چینی برای برخی ضایعات باکیفیت، قیمتهای بالاتری نسبت به سایر بازارهای آسیایی پرداخت کنند. با این حال، محدودیتهای تجاری و شرایط نامناسب آربیتراژ همچنان هزینه واردات را افزایش داده و مسیر تجارت را پیچیدهتر کرده است.
استرالیا و حرکت به سمت فرآوری داخلی
استرالیا نیز با تکیه بر قانون بازیافت و کاهش پسماند، صادرات برخی پسماندهای شهری فرآورینشده مانند شیشه، پلاستیک، کاغذ و تایر را ممنوع کرده است. با این حال، ضایعات فلزی فرآورینشده هنوز مشمول ممنوعیت کامل نیستند و همین مسئله موجب افزایش فشار صنعت فولاد برای توقف صادرات ضایعات آهنی فرآورینشده شده است.
این کشور سالانه حدود ۱.۱ میلیون تن ضایعات آهنی فرآورینشده صادر میکند. بر اساس برآوردهای مطرحشده در این گزارش، این محمولهها میتوانند حاوی ۲۵ تا ۳۰ درصد آلایندههای غیرفلزی باشند. صنعت فولاد استرالیا معتقد است فرآوری داخلی این ضایعات میتواند از توسعه فولادسازی کمکربن مبتنی بر EAF حمایت کرده و انتشار ناشی از حملونقل و فرآوری سنگآهن بکر را کاهش دهد.
ظهور مراکز واسط در آسیا
افزایش محدودیتهای تجاری، مسیرهای سنتی صادرات مستقیم ضایعات از کشورهای غربی به ذوبکنندگان آسیایی را مختل کرده است. در نتیجه، شبکهای از مراکز واسط فرآوری در کشورهایی مانند مالزی و ویتنام شکل گرفته است.
مالزی با توسعه فرآیندهای تفکیک و فرآوری، به مقصد مهمی برای ضایعات کمکیفیت تبدیل شده و مواد تصفیهشده را دوباره به چین صادر میکند. در ویتنام نیز مشوقهای مالیاتی و سیاستهای مسئولیت توسعهیافته تولیدکننده، سرمایهگذاری در بازیافت مس، آلومینیوم و باتری را تقویت کرده است؛ هرچند وابستگی بالا به واردات مواد اولیه و ساختار غیررسمی جمعآوری ضایعات همچنان موانع مهمی هستند.
هند نیز با سیاست اسقاط خودرو در تلاش برای رسمیسازی بازار بازیافت است، اما شکاف میان مشوقهای رسمی و درآمد نقدی مراکز غیررسمی همچنان مانع جدی محسوب میشود. از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۲ میلیون خودرو بهعنوان خودروهای پایان عمر شناسایی شدند، اما تنها حدود ۳۵۰ هزار دستگاه در مراکز رسمی فرآوری شدند.
ضایعات؛ منبعی راهبردی برای فولاد سبز
بر اساس این گزارش، ارزش فزاینده ضایعات فقط به محدودیت عرضه بازنمیگردد؛ صرفهجویی انرژی و کربنی ناشی از بازیافت نیز جایگاه آن را تقویت کرده است. هر تن فولاد بازیافتی میتواند حدود ۱٬۱۳۴ کیلوگرم سنگآهن، ۶۳۵ کیلوگرم زغالسنگ و ۵۴ کیلوگرم سنگآهک صرفهجویی ایجاد کند. همچنین هر تن ضایعات فولاد کربنی حدود ۱.۵ تن انتشار دیاکسیدکربن و هر تن ضایعات فولاد زنگنزن حدود ۵ تن انتشار CO₂ را کاهش میدهد.
در مورد آلومینیوم، مزیت حتی بیشتر است؛ زیرا بازیافت ضایعات مصرفی تنها حدود ۵ درصد انرژی مورد نیاز برای تولید آلومینیوم اولیه را مصرف میکند.
احتمال کسری ۱۵ میلیون تنی تا ۲۰۳۰
برآوردهای مطرحشده در گزارش نشان میدهد تقاضای جهانی ضایعات فولادی تا سال ۲۰۳۰ با نرخ رشد مرکب سالانه ۳.۳ درصد افزایش مییابد، در حالی که عرضه تنها ۳ درصد رشد خواهد کرد. نتیجه این اختلاف، تبدیل مازاد ۹ میلیون تنی بازار در سال ۲۰۲۳ به کسری ۱۵ میلیون تنی تا سال ۲۰۳۰ خواهد بود.
گسترش EAF یکی از اصلیترین عوامل این کمبود خواهد بود. سهم کورههای قوس الکتریکی از ظرفیت جهانی فولادسازی از ۲۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۴۱ درصد در سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت و انتظار میرود کمبود ضایعات باکیفیت و ممتاز حتی به حدود ۳۰ میلیون تن برسد. همزمان، کاهش تولید صنعتی در دوره بحران مالی ۲۰۰۸ و همهگیری ۲۰۲۰ نیز بر حجم ضایعات پایان عمر خودروها و تجهیزات امروز اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، تجارت جهانی ضایعات نیز میتواند کوچکتر شود؛ زیرا کشورهای تولیدکننده بزرگ به منظور پاسخ به نیاز صنایع داخلی، محدودیتهای صادراتی بیشتری اعمال خواهند کرد. برآورد گزارش، کاهش حدود ۱۵ درصدی تجارت جهانی ضایعات را نشان میدهد.
در مجموع، ضایعات فلزی دیگر صرفاً یک کالای ثانویه و کمارزش نیست، بلکه به یکی از عناصر کلیدی گذار صنعتی به تولید کمکربن تبدیل شده است. رقابت بر سر این ماده اولیه در سالهای آینده احتمالا نه فقط بر قیمت و تجارت، بلکه بر موقعیت کشورها در زنجیره تولید فولاد سبز اثر خواهد گذاشت. همزمان، توسعه فناوریهای تفکیک و خالصسازی، ایجاد زنجیرههای تأمین بسته و یکپارچه، احداث مراکز فرآوری در بازارهای واسط و استقرار سامانههای دیجیتال ردیابی منشأ و میزان انتشار کربن، به ابزارهای مهم شرکتهای فعال در این صنعت تبدیل خواهند شد.
منبع: ایراسین



