نایبرئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی اصفهان، در یادداشتی نوشت: تحولات فناورانه در دهه اخیر، صنعت معدن جهان را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن «داده» به اندازه «ذخیره» اهمیت دارد. فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، عملاً در حال بازتعریف آینده معدنکاری هستند. امروزه بسیاری از شرکتهای بزرگ معدنی جهان به سمت معدنکاری هوشمند در حال حرکتاند؛ مدلی که بر تحلیل لحظهای دادهها، تصمیمسازی مبتنی بر الگوریتم و مدیریت هوشمند عملیات استوار است.
در برخی معادن پیشرو دنیا تحولاتی در زمینه هوشمندسازی بهصورت کامل اجرا شده و نتایج آن نیز قابل توجه بوده است. در ایران نیز معادنی مانند سرچشمه و چند مجموعه بزرگ دیگر، اقداماتی بهصورت پایلوت انجام شده، اما فاصله تا استقرار یک نظام جامع معدنکاری هوشمند همچنان محسوس است.
شکاف دیجیتال و ضرورت بومیسازی
هوش مصنوعی میتواند در تمامی حلقههای زنجیره معدن از اکتشاف و مدلسازی ذخایر تا پیشبینی عیار، مدیریت ناوگان حمل، بهینهسازی حفاری و کنترل فرآیندهای تولید نقشآفرین باشد. این فناوریها در حوزههایی مانند کاهش مصرف انرژی، افزایش ایمنی، پایش لحظهای تجهیزات و تعمیرات پیشگیرانه نیز کارآمد هستند. یکی از مهمترین دستاوردهای استفاده از تحلیل داده و سیستمهای پیشبینی، کاهش توقفهای ناگهانی و افزایش بهرهوری عملیاتی است؛ تجربهای که در بسیاری از معادن بزرگ جهان به بهبود راندمان و کاهش هزینهها منجر شده است.
در حوزه اتوماسیون نیز روند جهانی به سمت استفاده از کامیونهای خودران، حفاری هوشمند، تجهیزات کنترل از راه دور، پهپادهای نقشهبردار و دیجیتالسازی گسترده عملیات معدنی پیش میرود. این رویکرد علاوه بر افزایش بهرهوری، سطح ایمنی را بهویژه در معادن زیرزمینی و مناطق پرریسک ارتقا داده است.
ضعف فناوری یا فرهنگ سازمانی؟
برای ایران، اهمیت این تحولات دوچندان است چراکه صنعت معدن کشور با چالشهایی نظیر فرسودگی ماشینآلات، محدودیت انرژی، هزینههای عملیاتی بالا و کمبود نیروی متخصص در برخی مناطق روبهرو است. فناوری میتواند بخشی از این شکاف را جبران کند؛ اما ورود به این عرصه بدون فراهمسازی زیرساخت دیجیتال، آموزش نیروی انسانی و تأمین سرمایهگذاری پایدار ممکن نخواهد بود. تجربه جهانی نشان میدهد بسیاری از پروژههای تحول دیجیتال نه به دلیل ضعف فناوری، بلکه به علت ضعف در فرهنگ سازمانی و عدم وجود انسجام مدیریتی مناسب با شکست مواجه شدهاند. فناوری زمانی اثرگذار است که در تار و پود نظام تصمیمگیری بنشیند و به ویترینی تبلیغاتی تبدیل نشود.
تحقیق و توسعه؛ پیشران مزیت رقابتی
در کنار تحول دیجیتال، نقش تحقیق و توسعه در صنعت معدن ایران نیز نیازمند بازنگری جدی است چراکه سطح فعلی با ظرفیتها و ابعاد معدنی کشور تناسب ندارد. یکی از مشکلات ساختاری، ضعف ارتباط میان دانشگاه، صنعت و سیاستگذاری معدنی است؛ ارتباطی که غالباً پراکنده، جزیرهای و فاقد چارچوب منسجم است.
در بسیاری موارد، پژوهشهای دانشگاهی فاصله محسوسی با نیازهای واقعی صنعت دارند و در مقابل، بخش صنعت نیز نگاه نظاممند و بلندمدتی به سرمایهگذاری پژوهشی ندارد. این در حالی است که در کشورهای پیشرو، بخش قابل توجهی از مزیت رقابتی معادن ناشی از سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه است و از فناوریهای نوین فرآوری و کاهش مصرف آب تا بازیابی باطلهها، کاهش آلایندگی و هوشمندسازی عملیات را شامل میشود.
سه ضلع تحول معدنی
ایران از منظر ذخایر بالقوه معدنی در جایگاه ممتازی قرار دارد، اما تبدیل این ظرفیت به قدرت اقتصادی و منطقهای مستلزم یک تحول بنیادین است. این تحول بر ثبات در سیاستگذاری و پیشبینیپذیری مقررات، سرمایهگذاری هدفمند در فناوریهای نوین و ایجاد پیوند واقعی و نظاممند میان دانش و صنعت استوار است. بدون این سه مؤلفه، حتی بزرگترین ذخایر معدنی نیز الزاماً به توسعه پایدار منجر نخواهند شد.
در جهان امروز، قدرت کشورها صرفاً از حجم منابع زیرزمینی آنها ارزیابی نمیشود، بلکه از کیفیت مدیریت و بهرهبرداری هوشمندانه از این منابع نشأت میگیرد. همچنین باید توجه داشت که برخی کشورها بر دریایی از نفت و برخی دیگر بر ذخایر عظیم معدنی تکیه دارند؛ اما برخورداری از آنها کافی نیست بلکه شیوه مدیریت این سرمایههای طبیعی است که سرنوشت اقتصادی کشورها را تعیین میکند.
حسامالدین فرهادی نسب نایبرئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی اصفهان
منبع: ایراسین



