صنعت فولاد چین، به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان، با رکودی کمسابقه دست و پنجه نرم میکند که از بازار مسکن آغاز شده و اکنون بازار جهانی فولاد و مواداولیه را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
هر نشانهای از رشد اقتصاد چین تا همین چند سال پیش، با افزایش قیمت فولاد، سنگآهن و زغالسنگ همراه بود. چین با تولید بیش از نیمی از فولاد جهان، موتور محرک بازارهای جهانی محسوب میشد و هر تصمیم سیاستگذاران پکن، از استرالیا تا برزیل و از اروپا تا خاورمیانه را تحتتاثیر قرار میداد. اما اکنون این موتور قدرتمند با بحرانی مواجه شده که بسیاری از تحلیلگران آن را ساختاری و بلندمدت میدانند. این بحران تنها به افت قیمت فولاد محدود نیست، بلکه مدل رشد اقتصادی چین را نیز به چالش کشیده است.
آغاز بحران از ترکیدن حباب املاک
بخش ساختمان طی دو دهه گذشته بزرگترین مصرفکننده فولاد در چین بود و حدود نیمی از تقاضای این فلز را به خود اختصاص میداد. رونق ساختوساز، سرمایهگذاری سنگین شرکتهای ساختمانی و رشد سریع شهرنشینی، نیاز به میلگرد، تیرآهن و ورق فولادی را بهشدت افزایش داده بود. اما از سال ۲۰۲۱، با بحران نقدینگی غولهای ساختمانی مانند اِوِرگرند و کاهش اعتماد خریداران، بازار مسکن وارد رکودی عمیق شد. پروژههای نیمهتمام، افت فروش خانه و کاهش سرمایهگذاری ساختمانی باعث شد مصرف فولاد نیز بهسرعت کاهش یابد.
تولیدی که متوقف نشد
در بسیاری از اقتصادها، کاهش تقاضا به کاهش تولید منجر میشود اما در چین این روند متفاوت بود. بخش بزرگی از فولادسازان تحت حمایت دولتهای محلی قرار دارند و تعطیلی آنها به معنای افزایش بیکاری، کاهش درآمدهای محلی و تبعات اجتماعی است. به همین دلیل، بسیاری از کارخانهها حتی با حاشیه سود بسیار پایین یا زیان به تولید ادامه دادند. نتیجه این سیاست، شکلگیری مازاد ظرفیت عظیم، افزایش موجودی انبارها و افت مداوم قیمت فولاد بود که امروز به یکی از مهمترین نگرانیهای بازار جهانی تبدیل شده است.
صادرات، راه فرار از رکود داخلی
با کوچک شدن بازار داخلی، فولادسازان چینی راهی جز صادرات نداشتند. افزایش عرضه فولاد چین در بازارهای جهانی، قیمتها را تحتفشار قرار داد و رقابت را برای تولیدکنندگان سایر کشورها دشوارتر کرد. در مقابل، بسیاری از اقتصادهای بزرگ از جمله اتحادیهاروپا، آمریکا، هند، ویتنام و ترکیه بررسی یا اجرای تعرفههای ضددامپینگ و محدودیتهای تجاری را در دستور کار قرار دادند. به این ترتیب، رکود داخلی چین به بحرانی در تجارت جهانی فولاد نیز تبدیل شد.
اقتصادی که دیگر مانند گذشته فولاد مصرف نمیکند
رکود صنعت فولاد تنها نتیجه بحران مسکن نیست. اقتصاد چین نیز در حال تغییر است. مدل قدیمی رشد که بر سرمایهگذاری گسترده در زیرساخت و ساختوساز استوار بود، جای خود را به توسعه صنایع پیشرفته، خودروهای برقی، نیمههادیها و انرژیهای پاک داده است. هرچند این صنایع نیز به فولاد نیاز دارند، اما میزان مصرف آنها با پروژههای عظیم ساختمانی و عمرانی قابل مقایسه نیست. در نتیجه، حتی در صورت رشد صنایع جدید، بعید است تقاضای فولاد به سطح سالهای طلایی بازگردد.
فشار بر بازار مواداولیه
کاهش مصرف فولاد در چین، بازار مواداولیه را نیز تحتتاثیر قرار داده است. سنگآهن، زغالسنگ ککشو و سایر مواد اولیه فولادسازی با کاهش تقاضا و نوسان قیمت روبهرو شدهاند. شرکتهای بزرگ معدنی جهان مانند ریو تینتو، بیاچپی و وَله نیز چشمانداز بازار چین را مهمترین عامل تعیینکننده درآمدهای آینده خود میدانند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که آینده بازار جهانی سنگآهن بیش از هر زمان دیگری به روند احیای اقتصاد چین وابسته است.
دولت چین به دنبال اصلاح ساختار
دولت چین طی دو سال گذشته مجموعهای از سیاستهای حمایتی برای تحریک بازار مسکن، افزایش سرمایهگذاری در زیرساختها و حمایت از مصرف داخلی اجرا کرده است. همزمان، بحث کاهش ظرفیت مازاد، ادغام فولادسازان و ارتقای فناوری تولید نیز دوباره در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، گزارشهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد مشکل اصلی صنعت فولاد چین، شکاف میان ظرفیت تولید و تقاضای واقعی است؛ شکافی که با سیاستهای کوتاهمدت بهسادگی برطرف نخواهد شد.
آیا رکود فولاد چین موقتی است؟
برخلاف رکودهای گذشته، بسیاری از کارشناسان معتقدند صنعت فولاد چین وارد یک دوره جدید شده است که طی آن رشد سریع مصرف فولاد دیگر تکرار نخواهد شد. کاهش جمعیت، اشباع نسبی بازار مسکن، تغییر ساختار اقتصاد و سیاستهای زیستمحیطی، همگی نشان میدهند دوران جهشهای بزرگ تقاضا به پایان رسیده است. البته این به معنای فروپاشی صنعت فولاد چین نیست، بلکه نشانه ورود آن به مرحلهای با رشد کمتر، رقابت شدیدتر و تمرکز بیشتر بر بهرهوری و فناوری است.
رکود صنعت فولاد چین حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه همزمان بحران بازار مسکن، مازاد ظرفیت تولید، کاهش تقاضای داخلی، تغییر الگوی رشد اقتصادی و تشدید تنشهای تجاری است. این بحران نهتنها سودآوری فولادسازان چینی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه قیمت جهانی فولاد، سنگآهن و مواد اولیه را نیز دستخوش تغییر کرده است.
از آنجا که چین همچنان بیش از نیمی از فولاد جهان را تولید میکند، آینده بازار جهانی فولاد تا حد زیادی به موفقیت یا شکست سیاستهای اصلاحی پکن وابسته است که آیا اژدهای فولاد بار دیگر به حرکت درمیآید یا جهان باید خود را با عصر جدیدی از تقاضای پایین و رقابت فشرده سازگار کند.
منبع: فولادبان



